قبل از اینکه بیماریها حدود ۳ میلیارد یا بیشتر بیماری را از بین ببرند، این درخت به ساخت آمریکای صنعتی کمک کرد. برای بازگرداندن شکوه از دست رفته آنها، ممکن است لازم باشد طبیعت را بپذیریم و آن را ترمیم کنیم.
در سال ۱۹۸۹، هربرت دارلینگ تماسی دریافت کرد: یک شکارچی به او گفت که در ملک دارلینگ در دره زور در غرب نیویورک با یک درخت شاه بلوط بلند آمریکایی مواجه شده است. دارلینگ میدانست که شاه بلوطها زمانی یکی از مهمترین درختان این منطقه بودند. او همچنین میدانست که یک قارچ کشنده تقریباً این گونه را برای بیش از یک قرن و نیم از بین برده است. وقتی گزارش شکارچی را در مورد دیدن یک شاه بلوط زنده شنید، تنه شاه بلوط دو فوت طول داشت و به یک ساختمان پنج طبقه میرسید، به آن شک کرد. دارلینگ گفت: «مطمئن نیستم که باور کنم او میداند آن چیست.»
وقتی دارلینگ درخت را پیدا کرد، انگار به یک شخصیت افسانهای نگاه میکرد. او گفت: «ساختن یک نمونه خیلی سرراست و بینقص بود - عالی بود.» اما دارلینگ همچنین دید که درخت در حال مرگ است. از اوایل دهه 1900، این درخت دچار همین بیماری همهگیر شده است که تخمین زده میشود باعث مرگ 3 میلیارد نفر یا بیشتر در اثر چنین بیماریهایی شده است. این اولین بیماری منتقله از انسان است که عمدتاً درختان را در تاریخ مدرن از بین میبرد. دارلینگ فکر کرد، اگر نمیتواند آن درخت را نجات دهد، حداقل دانههای آن را نجات میدهد. فقط یک مشکل وجود دارد: درخت هیچ کاری نمیکند زیرا هیچ درخت شاه بلوط دیگری در این نزدیکی وجود ندارد که بتواند آن را گرده افشانی کند.
دارلینگ مهندسی است که از روشهای مهندسی برای حل مشکلات استفاده میکند. ژوئن سال بعد، وقتی گلهای زرد کمرنگ روی تاج سبز درخت پراکنده شدند، دارلینگ مهمات ساچمهای را با باروت پر کرد که از گلهای نر درخت شاهبلوط دیگری که یاد گرفته بود گرفته شده بود و به سمت شمال رانندگی کرد. یک ساعت و نیم طول کشید. او با هلیکوپتر اجارهای به درخت شلیک کرد. (او یک شرکت ساختمانی موفق را اداره میکند که میتواند از پس هزینههای گزاف برآید.) این تلاش شکست خورد. سال بعد، دارلینگ دوباره تلاش کرد. این بار، او و پسرش داربست را به سمت شاهبلوطهای بالای تپه کشیدند و در بیش از دو هفته، سکویی به ارتفاع ۸۰ فوت ساختند. عزیزم از تاج درخت بالا رفت و گلها را با گلهای کرممانند روی درخت شاهبلوط دیگری پاک کرد.
پاییز آن سال، شاخههای درخت دارلینگ خارهایی پوشیده از خارهای سبز تولید کردند. این خارها آنقدر ضخیم و تیز بودند که ممکن بود با کاکتوس اشتباه گرفته شوند. برداشت زیاد نیست، حدود ۱۰۰ عدد فندق وجود دارد، اما دارلینگ تعدادی کاشته و امید بسته است. او و یکی از دوستانش همچنین با چارلز مینارد و ویلیام پاول، دو متخصص ژنتیک درخت در دانشکده علوم محیطی و جنگلداری دانشگاه ایالتی نیویورک در سیراکیوز (چاک و بیل فوت کردند) تماس گرفتند. آنها اخیراً یک پروژه تحقیقاتی کمبودجه در مورد شاه بلوط را در آنجا آغاز کردهاند. دارلینگ تعدادی شاه بلوط به آنها داد و از دانشمندان پرسید که آیا میتوانند از آنها برای بازگرداندن آنها استفاده کنند. دارلینگ گفت: «به نظر میرسد این چیز خوبی است.» «کل شرق ایالات متحده.» با این حال، چند سال بعد، درخت خودش از بین رفت.
از زمانی که اروپاییها شروع به سکونت در آمریکای شمالی کردند، داستان جنگلهای این قاره تا حد زیادی فراموش شده است. با این حال، پیشنهاد دارلینگ اکنون توسط بسیاری به عنوان یکی از امیدوارکنندهترین فرصتها برای شروع اصلاح این داستان در نظر گرفته میشود - اوایل امسال، بنیاد خیریه جهانی تمپلتون، پروژه مینارد و پاول را به عنوان بخش عمدهای از تاریخ خود اعطا کرد و این تلاش توانست عملیاتی در مقیاس کوچک را که بیش از 3 میلیون دلار هزینه داشت، از بین ببرد. این بزرگترین هدیهای بود که تاکنون به دانشگاه اهدا شده است. تحقیقات متخصصان ژنتیک، متخصصان محیط زیست را مجبور میکند تا با این چشمانداز به روشی جدید و گاهی اوقات ناراحتکننده روبرو شوند، اینکه ترمیم جهان طبیعی لزوماً به معنای بازگشت به باغ عدن دست نخورده نیست. بلکه ممکن است به معنای پذیرش نقشی باشد که ما بر عهده گرفتهایم: مهندس همه چیز از جمله طبیعت.
برگهای شاه بلوط بلند و دندانهدار هستند و مانند دو تیغه اره سبز کوچک به نظر میرسند که پشت به پشت به رگبرگ مرکزی برگ متصل شدهاند. در یک انتها، دو برگ به یک ساقه متصل هستند. در انتهای دیگر، نوک تیزی را تشکیل میدهند که اغلب به پهلو خم شده است. این شکل غیرمنتظره، تپههای سبز و شنی ساکت جنگل را میشکافد و خیالپردازی باورنکردنی کوهنوردان توجه مردم را برانگیخته و آنها را به یاد سفرشان در جنگلی میاندازد که زمانی درختان قدرتمند زیادی داشته است.
تنها با ادبیات و حافظه میتوانیم این درختان را به طور کامل درک کنیم. لوسیل گریفین، مدیر اجرایی بنیاد همیاران شاه بلوط آمریکایی، زمانی نوشت که در آنجا شاه بلوطهایی چنان غنی خواهید دید که در بهار، گلهای کرمی و خطی روی درخت «مانند امواج کفآلود که از دامنه تپه پایین میغلتند» به خاطرات پدربزرگ منتهی میشوند. در پاییز، درخت دوباره شکوفا میشود، این بار با خارهای خاردار که شیرینی آن را میپوشانند. ثورو پر جنب و جوش در «والدن» نوشت: «وقتی شاه بلوطها رسیدند، من در زمستان نصف پیمانه را روی هم گذاشتم.» «در آن فصل، پرسه زدن در جنگل بیپایان شاه بلوط در لینکلن در آن زمان بسیار هیجانانگیز بود.»
شاه بلوط بسیار قابل اعتماد است. برخلاف درختان بلوط که فقط در عرض چند سال میوه میدهند، درختان شاه بلوط هر پاییز تعداد زیادی محصول آجیل تولید میکنند. شاه بلوط نیز به راحتی هضم میشود: میتوانید آنها را پوست بگیرید و خام بخورید. (سعی کنید از بلوطهای غنی از تانن استفاده کنید - یا این کار را نکنید.) همه شاه بلوط میخورند: گوزن، سنجاب، خرس، پرنده، انسان. کشاورزان خوکهای خود را رها میکردند و در جنگل چاق میشدند. در طول کریسمس، قطارهایی پر از شاه بلوط از کوهها به سمت شهر غلتیدند. بله، آنها واقعاً توسط آتش سوزانده میشدند. ویلیام ال. بری، اولین رئیس مدرسهای که مینارد و پاول بعداً در آن کار کردند، گفت: «گفته میشود که در برخی مناطق، کشاورزان از فروش شاه بلوط بیشتر از سایر محصولات کشاورزی درآمد کسب میکنند.» نوشته شده در سال ۱۹۱۵. این درخت مردم است که بیشتر آنها در جنگل رشد میکنند.
همچنین چیزی بیش از غذا فراهم میکند. درختان شاه بلوط میتوانند تا ۱۲۰ فوت ارتفاع داشته باشند و ۵۰ فوت اول آنها توسط شاخهها یا گرهها آسیب نمیبیند. این رویای چوببرها است. اگرچه نه زیباترین و نه قویترین چوب است، اما خیلی سریع رشد میکند، به خصوص وقتی که پس از برش دوباره جوانه میزند و نمیپوسد. از آنجایی که دوام اتصالات راهآهن و تیرهای تلفن از زیباییشناسی فراتر رفت، شاه بلوط به ساخت یک آمریکای صنعتی کمک کرد. هزاران انبار، کلبه و کلیسا ساخته شده از شاه بلوط هنوز پابرجا هستند. نویسندهای در سال ۱۹۱۵ تخمین زد که این گونه درخت بیشترین میزان قطع را در ایالات متحده داشته است.
در بیشتر مناطق شرقی - درختان از میسیسیپی تا مِین و از ساحل اقیانوس اطلس تا رودخانه میسیسیپی - شاهبلوط نیز یکی از آنها هستند. اما در آپالاچی، این درخت بزرگی بود. میلیاردها شاهبلوط در این کوهها زندگی میکنند.
مناسب است که پژمردگی فوزاریوم اولین بار در نیویورک، که دروازه ورود بسیاری از آمریکاییها است، ظاهر شد. در سال ۱۹۰۴، عفونت عجیبی روی پوست یک درخت شاه بلوط در معرض خطر انقراض در باغ وحش برانکس کشف شد. محققان به سرعت تشخیص دادند که قارچی که باعث سوختگی باکتریایی میشود (که بعداً Cryphonectria parasitica نامیده شد) در اوایل سال ۱۸۷۶ به درختان ژاپنی وارداتی رسیده است. (معمولاً بین معرفی یک گونه و کشف مشکلات آشکار، فاصله زمانی وجود دارد.)
خیلی زود مردم در چندین ایالت از مرگ درختان خبر دادند. در سال ۱۹۰۶، ویلیام ای. موریل، قارچشناس باغ گیاهشناسی نیویورک، اولین مقاله علمی در مورد این بیماری را منتشر کرد. موریل خاطرنشان کرد که این قارچ باعث ایجاد عفونت تاولی قهوهای مایل به زرد روی پوست درخت شاه بلوط میشود که در نهایت باعث تمیز شدن اطراف تنه میشود. وقتی مواد مغذی و آب دیگر نتوانند در آوندهای پوست زیر پوست بالا و پایین بروند، هر چیزی که بالای حلقه مرگ قرار دارد، خواهد مرد.
برخی افراد نمیتوانند تصور کنند - یا نمیخواهند دیگران تصور کنند - درختی که از جنگل ناپدید میشود. در سال ۱۹۱۱، مزرعه شاه بلوط Sober Paragon، یک شرکت مهدکودک در پنسیلوانیا، معتقد بود که این بیماری "چیزی بیش از یک ترس" است. وجود طولانی مدت روزنامهنگاران غیرمسئول. این مزرعه در سال ۱۹۱۳ تعطیل شد. دو سال پیش، پنسیلوانیا کمیتهای برای بیماری شاه بلوط تشکیل داد که مجاز به صرف ۲۷۵۰۰۰ دلار آمریکا (مبلغ هنگفتی در آن زمان) بود و بستهای از اختیارات را برای انجام اقداماتی برای مبارزه با این درد، از جمله حق نابودی درختان در املاک خصوصی، اعلام کرد. آسیبشناسان توصیه میکنند که تمام درختان شاه بلوط را در فاصله چند مایلی از محل اصلی عفونت حذف کنید تا اثر پیشگیری از آتشسوزی ایجاد شود. اما معلوم میشود که این قارچ میتواند به درختان غیرآلوده جهش کند و هاگهای آن توسط باد، پرندگان، حشرات و مردم آلوده میشوند. این طرح کنار گذاشته شد.
تا سال ۱۹۴۰، تقریباً هیچ شاه بلوط بزرگی آلوده نشده بود. امروزه، میلیاردها دلار از ارزش آن کاسته شده است. از آنجایی که پژمردگی فوزاریومی نمیتواند در خاک زنده بماند، ریشههای شاه بلوط همچنان جوانه میزنند و بیش از ۴۰۰ میلیون از آنها هنوز در جنگل باقی ماندهاند. با این حال، پژمردگی فوزاریومی مخزنی در درخت بلوط پیدا کرد که در آن زندگی میکرد، بدون اینکه آسیب قابل توجهی به میزبان خود وارد کند. از آنجا، به سرعت به جوانههای جدید شاه بلوط گسترش مییابد و آنها را به زمین میکوبد، معمولاً مدتها قبل از اینکه به مرحله گلدهی برسند.
صنعت چوب جایگزینهایی پیدا کرده است: بلوط، کاج، گردو و زبان گنجشک. دباغی، یکی دیگر از صنایع بزرگ که به درختان شاه بلوط متکی است، به مواد دباغی مصنوعی روی آورده است. برای بسیاری از کشاورزان فقیر، چیزی برای تغییر وجود ندارد: هیچ درخت بومی دیگری کالری و پروتئین رایگان، قابل اعتماد و فراوان برای کشاورزان و حیوانات آنها فراهم نمیکند. میتوان گفت که آفت شاه بلوط به یک رویه رایج کشاورزی خودکفا در آپالاچی پایان میدهد و مردم این منطقه را مجبور میکند که یک انتخاب بدیهی داشته باشند: به معدن زغال سنگ بروند یا آنجا را ترک کنند. مورخ دونالد دیویس در سال ۲۰۰۵ نوشت: «به دلیل مرگ شاه بلوطها، تمام جهان مرده است و آداب و رسوم بقا که بیش از چهار قرن در کوههای آپالاچی وجود داشته است، از بین رفته است.»
پاول دور از آپالاچیها و شاهبلوطها بزرگ شد. پدرش در نیروی هوایی خدمت کرد و به خانهی خانوادهاش نقل مکان کرد: ایندیانا، فلوریدا، آلمان و ساحل شرقی مریلند. اگرچه او مدتی را در نیویورک گذراند، اما سخنرانیهایش صراحت غرب میانه و تعصب ظریف اما قابل تشخیص جنوب را حفظ کرد. رفتار ساده و سبک خیاطی سادهی او مکمل یکدیگر هستند، به طوری که شلوار جین را با پیراهن چهارخانهی به ظاهر بیپایان میپوشد. کلمهی مورد علاقهی او «wow» است.
پاول قصد دارد دامپزشک شود تا اینکه یک استاد ژنتیک به او نوید یک کشاورزی جدید و سبزتر مبتنی بر گیاهان اصلاحشده ژنتیکی را میدهد که میتوانند قابلیتهای پیشگیری از حشرات و بیماریها را خودشان تولید کنند. پاول گفت: «با خودم فکر کردم، وای، خوب نیست گیاهانی بسازیم که بتوانند از شما در برابر آفات محافظت کنند و لازم نباشد هیچ آفتکشی روی آنها اسپری کنید؟ البته، بقیه دنیا از این ایده پیروی نمیکنند.»
وقتی پاول در سال ۱۹۸۳ وارد دانشکده تحصیلات تکمیلی دانشگاه ایالتی یوتا شد، اهمیتی نداد. با این حال، او اتفاقاً به آزمایشگاه یک زیستشناس پیوست و روی ویروسی کار میکرد که میتوانست قارچ عامل سوختگی را تضعیف کند. تلاشهای آنها برای استفاده از این ویروس چندان خوب پیش نرفت: این ویروس به خودی خود از درختی به درخت دیگر منتقل نمیشد، بنابراین باید برای دهها نوع قارچ مختلف سفارشیسازی میشد. با وجود این، پاول مجذوب داستان افتادن یک درخت بزرگ شد و یک راهحل علمی برای وقوع خطاهای غمانگیز ساخته دست بشر ارائه داد. او گفت: «به دلیل مدیریت ضعیف کالاهای ما که در سراسر جهان جابجا میشدند، ما به طور تصادفی عوامل بیماریزا را وارد کردیم.» «با خودم فکر کردم: وای، این جالب است. فرصتی برای بازگرداندن آن وجود دارد.»
پاول اولین تلاش برای از بین بردن ضررها نبود. پس از آنکه مشخص شد شاه بلوط آمریکایی محکوم به شکست است، وزارت کشاورزی ایالات متحده (USDA) سعی کرد درختان شاه بلوط چینی، خویشاوندی که در برابر پژمردگی مقاومتر است، را بکارد تا بفهمد آیا این گونه میتواند جایگزین شاه بلوط آمریکایی شود یا خیر. با این حال، شاه بلوطها بیشتر به سمت بیرون رشد میکنند و بیشتر شبیه درختان میوه هستند تا درختان میوه. آنها در جنگل توسط درختان بلوط و سایر غولهای آمریکایی کوچک شده بودند. رشد آنها مسدود شده است، یا به سادگی میمیرند. دانشمندان همچنین سعی کردند شاه بلوطهای ایالات متحده و چین را با هم پرورش دهند، به این امید که درختی با ویژگیهای مثبت هر دو تولید کنند. تلاشهای دولت شکست خورد و کنار گذاشته شد.
پاول در نهایت در دانشکده علوم محیطی و جنگلداری دانشگاه ایالتی نیویورک مشغول به کار شد، جایی که با چاک مینارد، متخصص ژنتیک که در آزمایشگاه درخت میکاشت، آشنا شد. تنها چند سال پیش، دانشمندان اولین بافت گیاهی اصلاحشده ژنتیکی را ایجاد کردند - ژنی را اضافه کردند که مقاومت آنتیبیوتیکی را به تنباکو برای نمایش فنی و نه برای هرگونه استفاده تجاری میدهد. مینارد (مینارد) در حالی که به دنبال فناوری مفید مرتبط با آن بود، شروع به کار با فناوری جدید کرد. در آن زمان، دارلینگ چند دانه و یک چالش داشت: اصلاح شاهبلوطهای آمریکایی.
در هزاران سال شیوههای سنتی اصلاح نباتات، کشاورزان (و دانشمندان اخیر) گونههایی با ویژگیهای مطلوب را با هم پیوند دادهاند. سپس، ژنها به طور طبیعی با هم مخلوط میشوند و مردم مخلوطهای امیدوارکنندهای را برای کیفیت بالاتر - میوههای بزرگتر و خوشمزهتر یا مقاومت در برابر بیماری - انتخاب میکنند. معمولاً تولید یک محصول چندین نسل طول میکشد. این فرآیند کند و کمی گیجکننده است. دارلینگ از خود پرسید که آیا این روش درختی به خوبی طبیعت وحشی او تولید میکند یا خیر. او به من گفت: "فکر میکنم میتوانیم بهتر عمل کنیم."
مهندسی ژنتیک به معنای کنترل بیشتر است: حتی اگر یک ژن خاص از یک گونه غیرمرتبط باشد، میتوان آن را برای هدفی خاص انتخاب کرد و در ژنوم موجود زنده دیگری قرار داد. (موجودات دارای ژن از گونههای مختلف «اصلاح ژنتیکی» میشوند. اخیراً دانشمندان تکنیکهایی را برای ویرایش مستقیم ژنوم موجودات هدف توسعه دادهاند.) این فناوری دقت و سرعت بیسابقهای را نوید میدهد. پاول معتقد است که به نظر میرسد این روش برای شاه بلوطهای آمریکایی که او آنها را «درختان تقریباً بینقص» مینامد، بسیار مناسب است - درختانی قوی، بلند و غنی از منابع غذایی که فقط به یک اصلاح بسیار خاص نیاز دارند: مقاومت در برابر سوختگی باکتریایی.
موافقم. او گفت: «ما باید در کسب و کار خود مهندس داشته باشیم.» «از ساخت و ساز تا ساخت و ساز، این فقط نوعی اتوماسیون است.»
پاول و مینارد تخمین میزنند که ممکن است ده سال طول بکشد تا ژنهای ایجادکننده مقاومت را پیدا کنند، فناوری لازم برای افزودن آنها به ژنوم شاه بلوط را توسعه دهند و سپس آنها را پرورش دهند. پاول گفت: «ما فقط حدس میزنیم. هیچکس ژنی ندارد که مقاومت قارچی ایجاد کند. ما واقعاً از یک فضای خالی شروع کردیم.»
دارلینگ از بنیاد آمریکایی چستنات، یک سازمان غیرانتفاعی که در اوایل دهه ۱۹۸۰ تأسیس شد، درخواست حمایت کرد. رهبر این بنیاد به او گفت که اساساً راه را گم کرده است. آنها به هیبریداسیون متعهد هستند و در مورد مهندسی ژنتیک هوشیار هستند، که این امر مخالفت طرفداران محیط زیست را برانگیخته است. بنابراین، دارلینگ سازمان غیرانتفاعی خود را برای تأمین مالی کار مهندسی ژنتیک ایجاد کرد. پاول گفت که این سازمان اولین چک را به مبلغ ۳۰،۰۰۰ دلار برای مینارد و پاول نوشت. (در سال ۱۹۹۰، سازمان ملی گروه جداییطلب دارلینگ را اصلاح و به عنوان اولین شعبه ایالتی خود پذیرفت، اما برخی از اعضا هنوز نسبت به مهندسی ژنتیک شکاک یا کاملاً خصمانه بودند.)
مینارد و پاول مشغول کار هستند. تقریباً بلافاصله، جدول زمانی تخمینی آنها غیرواقعی از آب درآمد. اولین مانع، فهمیدن چگونگی پرورش شاه بلوط در آزمایشگاه است. مینارد سعی کرد برگهای شاه بلوط و هورمون رشد را در یک ظرف پتری پلاستیکی گرد و کمعمق، روشی که برای پرورش صنوبر استفاده میشود، مخلوط کند. معلوم شد که این غیرواقعی است. درختان جدید ریشه و شاخه از سلولهای تخصصی ایجاد نمیکنند. مینارد گفت: «من رهبر جهانی در از بین بردن درختان شاه بلوط هستم.» اسکات مرکل، محققی در دانشگاه جورجیا، سرانجام به مینارد آموخت که چگونه از گرده افشانی به مرحله بعدی برود. شاه بلوط را در جنین در مرحله رشد بکارید.
یافتن ژن مناسب - کار پاول - نیز چالش برانگیز بود. او چندین سال را صرف تحقیق در مورد یک ترکیب ضد باکتری مبتنی بر ژنهای قورباغه کرد، اما به دلیل نگرانی از اینکه مردم ممکن است درختان دارای قورباغه را نپذیرند، این ترکیب را کنار گذاشت. او همچنین به دنبال ژنی علیه سوختگی باکتریایی در شاه بلوط بود، اما دریافت که محافظت از درخت شامل ژنهای زیادی است (آنها حداقل شش ژن را شناسایی کردند). سپس، در سال ۱۹۹۷، یکی از همکارانش از یک جلسه علمی بازگشت و چکیده و ارائهای را فهرست کرد. پاول عنوانی با عنوان "بیان اگزالات اکسیداز در گیاهان تراریخته، مقاومت در برابر اگزالات و قارچهای تولیدکننده اگزالات را ایجاد میکند" را ذکر کرد. پاول از تحقیقات ویروسی خود میدانست که قارچهای پژمرده، اسید اگزالیک را برای از بین بردن پوست شاه بلوط و آسان کردن هضم آن ترشح میکنند. پاول متوجه شد که اگر شاه بلوط بتواند اگزالات اکسیداز خود (پروتئین خاصی که میتواند اگزالات را تجزیه کند) تولید کند، ممکن است بتواند از خود دفاع کند. او گفت: "این لحظه یورکا من بود."
معلوم شد که بسیاری از گیاهان ژنی دارند که آنها را قادر به تولید اگزالات اکسیداز میکند. پاول از محققی که سخنرانی را ارائه داد، گونهای از گندم را دریافت کرد. لیندا پولین مکگیگان، دانشجوی کارشناسی ارشد، فناوری «تفنگ ژنی» را برای پرتاب ژنها به جنینهای شاهبلوط بهبود بخشید، به این امید که بتوان آن را به DNA جنین وارد کرد. ژن به طور موقت در جنین باقی ماند، اما سپس ناپدید شد. تیم تحقیقاتی این روش را کنار گذاشت و به باکتریای روی آورد که مدتها پیش روشی برای برش DNA موجودات دیگر و وارد کردن ژنهای آنها ایجاد کرده بود. در طبیعت، میکروارگانیسمها ژنهایی را اضافه میکنند که میزبان را مجبور به ساخت غذای باکتریایی میکنند. متخصصان ژنتیک به این باکتری حمله کردند تا بتواند هر ژنی را که دانشمند میخواهد وارد کند. مکگیگان توانایی اضافه کردن قابل اعتماد ژنهای گندم و پروتئینهای نشانگر را به جنینهای شاهبلوط به دست آورد. وقتی پروتئین زیر میکروسکوپ تابش میشود، پروتئین نور سبزی ساطع میکند که نشان دهنده ورود موفقیتآمیز است. (تیم به سرعت استفاده از پروتئینهای نشانگر را متوقف کرد - هیچ کس درختی نمیخواست که بتواند بدرخشد.) مینارد این روش را «زیباترین چیز در جهان» نامید.
با گذشت زمان، مینارد و پاول یک خط مونتاژ شاه بلوط ساختند که اکنون تا چندین طبقه از یک ساختمان باشکوه تحقیقات جنگلداری آجری متعلق به دهه 1960 و همچنین مرکز جدید و درخشان "شتابدهنده زیستفناوری" در خارج از دانشگاه امتداد دارد. این فرآیند ابتدا شامل انتخاب جنینهایی است که از سلولهای ژنتیکی یکسان جوانه میزنند (بیشتر جنینهای ایجاد شده در آزمایشگاه این کار را انجام نمیدهند، بنابراین ایجاد کلون بیفایده است) و ژنهای گندم را وارد میکنند. سلولهای جنینی، مانند آگار، مادهای شبیه پودینگ هستند که از جلبک استخراج میشوند. محققان برای تبدیل جنین به یک درخت، هورمون رشد را اضافه کردند. صدها ظرف پلاستیکی مکعبی شکل با درختان شاه بلوط ریز و بدون ریشه را میتوان روی یک قفسه زیر یک لامپ فلورسنت قدرتمند قرار داد. در نهایت، دانشمندان هورمون ریشهزایی را اعمال کردند، درختان اصلی خود را در گلدانهای پر از خاک کاشتند و آنها را در یک محفظه رشد با دمای کنترلشده قرار دادند. جای تعجب نیست که درختان در آزمایشگاه در فضای باز در شرایط نامناسبی قرار دارند. بنابراین، محققان آنها را با درختان وحشی جفت کردند تا نمونههای سختتر اما همچنان مقاومی را برای آزمایش میدانی تولید کنند.
دو تابستان پیش، هانا پیلکی، دانشجوی کارشناسی ارشد آزمایشگاه پاول، به من نشان داد که چگونه این کار را انجام دهم. او قارچی را که باعث سوختگی باکتریایی میشود، در یک ظرف پتری پلاستیکی کوچک کشت داد. در این شکل بسته، این پاتوژن نارنجی کمرنگ خوشخیم و تقریباً زیبا به نظر میرسد. تصور اینکه این عامل مرگ و میر و ویرانی جمعی باشد، دشوار است.
زرافهای که روی زمین نشسته بود، زانو زد، قسمت پنج میلیمتری یک نهال کوچک را علامتگذاری کرد، سه برش دقیق با چاقوی جراحی ایجاد کرد و روی زخم را با پماد سوختگی آغشته کرد. او آنها را با یک تکه فیلم پلاستیکی بست. او گفت: «مثل چسب زخم است.» از آنجایی که این یک درخت «کنترل» غیرمقاوم است، او انتظار دارد که عفونت نارنجی به سرعت از محل تلقیح گسترش یابد و در نهایت ساقههای کوچک را احاطه کند. او چند درخت را که حاوی ژنهای گندم بودند و قبلاً آنها را درمان کرده بود، به من نشان داد. عفونت محدود به محل برش است، مانند لبهای نازک نارنجی نزدیک به دهان کوچک.
در سال ۲۰۱۳، مینارد و پاول موفقیت خود را در تحقیقات تراریخته اعلام کردند: ۱۰۹ سال پس از کشف بیماری شاه بلوط آمریکایی، آنها درختانی به ظاهر دفاع از خود ایجاد کردند، حتی اگر مورد حمله دوزهای زیادی از قارچهای پژمرده کننده قرار گیرند. به افتخار اولین و سخاوتمندترین اهداکننده خود، او حدود ۲۵۰،۰۰۰ دلار سرمایهگذاری کرد و محققان درختان را به نام او نامگذاری کردهاند. این درخت Darling 58 نام دارد.
جلسه سالانه شعبه نیویورک بنیاد شاه بلوط آمریکایی در یک شنبه بارانی در اکتبر ۲۰۱۸ در یک هتل کوچک در خارج از نیو پالتز برگزار شد. حدود ۵۰ نفر دور هم جمع شدند. این جلسه تا حدودی یک جلسه علمی و تا حدودی یک جلسه تبادل شاه بلوط بود. در پشت یک اتاق جلسه کوچک، اعضا کیسههای زیپدار پر از آجیل را رد و بدل کردند. این اولین بار در ۲۸ سال گذشته بود که دارلینگ یا مینارد در آن شرکت نکردند. مشکلات سلامتی هر دوی آنها را از شرکت در جلسه باز داشت. آلن نیکولز، رئیس این باشگاه، به من گفت: «ما مدتهاست که این کار را انجام میدهیم و تقریباً هر سال برای مردگان سکوت میکنیم.» با این وجود، حال و هوا هنوز خوشبینانه است: درخت اصلاحشده ژنتیکی سالها آزمایشهای دشوار ایمنی و اثربخشی را پشت سر گذاشته است.
اعضای این بخش، مقدمهای مفصل در مورد وضعیت هر درخت شاهبلوط بزرگ ساکن ایالت نیویورک ارائه دادند. پیلکی و دیگر دانشجویان تحصیلات تکمیلی، نحوه جمعآوری و نگهداری گرده، نحوه پرورش شاهبلوط در زیر نور داخلی و نحوه پر کردن خاک با آلودگی ناشی از سوختگی برای افزایش عمر درختان را معرفی کردند. افراد دارای سینههای بادام هندی که بسیاری از آنها درختان خود را گرده افشانی و پرورش میدهند، سوالاتی را برای دانشمندان جوان مطرح کردند.
باول روی زمین نشست و چیزی شبیه به یک یونیفرم غیررسمی برای این فصل پوشید: یک پیراهن یقهدار که در شلوار جین فرو رفته بود. پیگیری مصمم او - یک حرفه سی ساله که حول هدف هرب دارلینگ برای بازیابی شاه بلوطها سازماندهی شده بود - در بین دانشمندان دانشگاهی نادر است، که اغلب تحقیقات را در یک چرخه بودجه پنج ساله انجام میدهند و سپس نتایج امیدوارکننده برای تجاریسازی به دیگران تحویل داده میشود. دان لئوپولد، همکار پاول در بخش علوم محیطی و جنگلداری، به من گفت: "او بسیار دقیق و منظم است." "او پردهها را میکشد. او توسط بسیاری از چیزهای دیگر حواسش پرت نمیشود. وقتی تحقیقات بالاخره پیشرفت کرد، مدیران دانشگاه ایالتی نیویورک (SUNY) با او تماس گرفتند و درخواست ثبت اختراع برای درخت او کردند تا دانشگاه بتواند از آن بهرهمند شود، اما پاول امتناع کرد. او گفت که درختان اصلاحشده ژنتیکی مانند شاه بلوطهای اولیه هستند و به مردم خدمت میکنند. افراد پاول در این اتاق هستند.
اما او به آنها هشدار داد: پس از غلبه بر اکثر موانع فنی، درختان اصلاح ژنتیکی شده اکنون ممکن است با بزرگترین چالش روبرو شوند: دولت ایالات متحده. چند هفته پیش، پاول پروندهای تقریباً ۳۰۰۰ صفحهای را به سرویس بازرسی سلامت حیوانات و گیاهان وزارت کشاورزی ایالات متحده، که مسئول تأیید گیاهان اصلاح ژنتیکی شده است، ارسال کرد. این آغاز فرآیند تأیید آژانس است: بررسی درخواست، درخواست نظرات عمومی، تهیه بیانیه تأثیر زیستمحیطی، درخواست مجدد نظرات عمومی و تصمیمگیری. این کار ممکن است چندین سال طول بکشد. اگر هیچ تصمیمی گرفته نشود، پروژه ممکن است متوقف شود. (اولین دوره نظرخواهی عمومی هنوز آغاز نشده است.)
محققان قصد دارند دادخواستهای دیگری را به سازمان غذا و دارو ارائه دهند تا بتواند ایمنی غذایی آجیلهای اصلاحشده ژنتیکی را بررسی کند و سازمان حفاظت از محیط زیست، تأثیر زیستمحیطی این درخت را تحت قانون فدرال آفتکشها بررسی خواهد کرد، که برای همه گیاهان اصلاحشده ژنتیکی بیولوژیکی لازم است. یکی از حضار گفت: «این موضوع از علم پیچیدهتر است!»
«بله.» پاول موافقت کرد. «علم جالب است. ناامیدکننده است.» (او بعداً به من گفت: «نظارت توسط سه سازمان مختلف، زیادهروی است. واقعاً نوآوری در حفاظت از محیط زیست را از بین میبرد.»)
تیم پاول برای اثبات بیخطر بودن درختشان، آزمایشهای مختلفی انجام دادند. آنها به گرده زنبورها اگزالات اکسیداز دادند. آنها رشد قارچهای مفید در خاک را اندازهگیری کردند. آنها برگها را در آب گذاشتند و تأثیر آنها را بر روی ... بررسی کردند. هیچ عارضه جانبی در هیچ یک از مطالعات مشاهده نشد - در واقع، عملکرد رژیم غذایی اصلاحشده ژنتیکی بهتر از برگهای برخی از درختان اصلاحنشده است. دانشمندان دانهها را برای تجزیه و تحلیل به آزمایشگاه ملی اوک ریج و سایر آزمایشگاهها در تنسی فرستادند و هیچ تفاوتی با دانههای تولید شده توسط درختان اصلاحنشده پیدا نکردند.
چنین نتایجی ممکن است به نهادهای نظارتی اطمینان خاطر دهد. آنها تقریباً مطمئناً فعالانی را که با محصولات تراریخته مخالف هستند، راضی نخواهند کرد. جان دوگرتی، دانشمند بازنشسته مونسانتو، خدمات مشاورهای را به صورت رایگان به پاول ارائه داد. او این مخالفان را «مخالفان» نامید. سازمانهای محیط زیستی دهههاست که هشدار میدهند انتقال ژنها بین گونههای دور از هم عواقب ناخواستهای خواهد داشت، مانند ایجاد یک «ابر علف» که از گیاهان طبیعی پیشی میگیرد، یا معرفی ژنهای خارجی که ممکن است باعث جهشهای مضر در DNA گونه میزبان شود. آنها همچنین نگرانند که شرکتها از مهندسی ژنتیک برای به دست آوردن حق ثبت اختراع و کنترل موجودات زنده استفاده کنند.
در حال حاضر، پاول گفت که هیچ پولی را مستقیماً از منابع صنعتی دریافت نکرده است و اصرار داشت که کمک مالی به آزمایشگاه «وابسته» نیست. با این حال، برندا جو مکمناما، سازماندهنده سازمانی به نام «شبکه محیط زیست بومی»، به توافقی در سال ۲۰۱۰ اشاره کرد که در آن مونسانتو به بنیاد چستنات و آژانس همکار آن، نیویورک، دو حق ثبت اختراع اصلاح ژنتیکی را اعطا کرد. (پاول گفت که کمکهای صنعتی، از جمله مونسانتو، کمتر از ۴٪ از کل سرمایه کاری آن را تشکیل میدهد.) مکمناما گمان میکند که مونسانتو (که در سال ۲۰۱۸ توسط بایر خریداری شد) مخفیانه به دنبال به دست آوردن حق ثبت اختراع با حمایت از چیزی است که به نظر میرسد تکرار آینده پروژه درخت فداکار باشد. او رک و پوست کنده گفت: «مونسان کاملاً شرور است.»
پاول گفت که حق ثبت اختراع در توافقنامه سال ۲۰۱۰ منقضی شده است و با افشای جزئیات درخت خود در مقالات علمی، اطمینان حاصل کرده است که این درخت قابل ثبت نیست. اما او متوجه شد که این کار همه نگرانیها را از بین نمیبرد. او گفت: «میدانم کسی خواهد گفت که شما فقط طعمهای برای مونسانتو هستید.» «چه کاری از دستتان برمیآید؟ هیچ کاری از دستتان بر نمیآید.»
حدود پنج سال پیش، رهبران بنیاد شاه بلوط آمریکایی به این نتیجه رسیدند که نمیتوانند تنها با هیبریداسیون به اهداف خود برسند، بنابراین برنامه مهندسی ژنتیک پاول را پذیرفتند. این تصمیم باعث برخی اختلافات شد. در مارس ۲۰۱۹، رئیس شعبه ماساچوست-رود آیلند بنیاد، لوئیس برولت-ملیکان، با استناد به استدلال پروژه عدالت جهانی اکولوژی (Global Justice Ecology Project)، یک سازمان ضد مهندسی ژن مستقر در بوفالو، استعفا داد. همسرش دنیس ملیکان نیز هیئت مدیره را ترک کرد. دنیس به من گفت که این زوج به ویژه نگران این بودند که شاه بلوطهای پاول ممکن است به یک "اسب تروا" تبدیل شوند که راه را برای تقویت سایر درختان تجاری از طریق مهندسی ژنتیک هموار کند.
سوزان آفوت، اقتصاددان کشاورزی، به عنوان رئیس کمیته آکادمی ملی علوم، مهندسی و پزشکی فعالیت میکند که در سال ۲۰۱۸ تحقیقاتی در مورد بیوتکنولوژی جنگل انجام داد. او خاطرنشان کرد که روند نظارتی دولت بر موضوع محدود خطرات بیولوژیکی متمرکز است و تقریباً هرگز نگرانیهای اجتماعی گستردهتر، مانند مواردی که توسط فعالان ضد GMO مطرح شده است را در نظر نگرفته است. او به عنوان نمونهای از مشکلی که این روند حل نکرده است، پرسید: «ارزش ذاتی جنگل چیست؟ آیا جنگلها شایستگیهای خاص خود را دارند؟ آیا ما تعهد اخلاقی داریم که هنگام تصمیمگیریهای مداخلهای این موضوع را در نظر بگیریم؟»
بیشتر دانشمندانی که با آنها صحبت کردهام، دلیل کمی برای نگرانی در مورد درختان پاول دارند، زیرا این جنگل آسیبهای گستردهای را متحمل شده است: قطع درختان، استخراج معدن، توسعه و تعداد بیپایانی از حشرات و بیماریهایی که درختان را از بین میبرند. در میان آنها، پژمردگی شاه بلوط به عنوان یک مراسم افتتاحیه ثابت شده است. گری لاوت، بومشناس جنگل در موسسه اکوسیستم کری در میلبروک، نیویورک، گفت: «ما همیشه در حال معرفی موجودات کامل جدید هستیم. تأثیر شاه بلوطهای اصلاحشده ژنتیکی بسیار کمتر است.»
دونالد والر، بومشناس جنگل که اخیراً از دانشگاه ویسکانسین-مدیسون بازنشسته شده است، پا را فراتر گذاشت. او به من گفت: «از یک طرف، من کمی تعادل بین ریسک و پاداش را ترسیم میکنم. از طرف دیگر، من فقط سرم را برای خطرات میخارانم.» این درخت اصلاحشده ژنتیکی ممکن است تهدیدی برای جنگل باشد. در مقابل، «صفحه زیر پاداش فقط پر از جوهر است.» او گفت که شاهبلوطی که در برابر پژمردگی مقاومت میکند، در نهایت در این جنگل درگیر جنگ پیروز خواهد شد. مردم به امید نیاز دارند. مردم به نمادها نیاز دارند.
پاول تمایل دارد آرام بماند، اما شکاکان مهندسی ژنتیک ممکن است او را متزلزل کنند. او گفت: «آنها برای من منطقی نیستند.» «آنها مبتنی بر علم نیستند.» وقتی مهندسان ماشینها یا تلفنهای هوشمند بهتری تولید میکنند، هیچکس شکایتی نمیکند، بنابراین او میخواهد بداند چه مشکلی در درختان با طراحی بهتر وجود دارد. پاول گفت: «این ابزاری است که میتواند کمک کند. چرا میگویید که ما نمیتوانیم از این ابزار استفاده کنیم؟ ما میتوانیم از پیچگوشتی فیلیپس استفاده کنیم، اما نمیتوانیم از یک پیچگوشتی معمولی استفاده کنیم و برعکس؟»
در اوایل اکتبر ۲۰۱۸، من پاول را به یک ایستگاه صحرایی معتدل در جنوب سیراکیوز همراهی کردم. او امیدوار بود که گونههای شاه بلوط آمریکایی در آینده رشد کنند. این مکان تقریباً متروکه است و یکی از معدود مکانهایی است که درختان اجازه رشد دارند. مزارع بلند کاج و کاج اروپایی، محصول یک پروژه تحقیقاتی که مدتها رها شده بود، به سمت شرق و دور از باد غالب متمایل شدهاند و به این منطقه کمی حس ترسناک میدهند.
محقق اندرو نیوهاوس در آزمایشگاه پاول در حال حاضر روی یکی از بهترین درختان برای دانشمندان، یک شاه بلوط وحشی از جنوب ویرجینیا، کار میکند. این درخت حدود ۲۵ فوت ارتفاع دارد و در یک باغ شاه بلوط با چیدمان نامنظم رشد میکند که توسط یک حصار ۱۰ فوتی گوزن احاطه شده است. کیف مدرسه به انتهای برخی از شاخههای درخت بسته شده بود. نیوهاوس توضیح داد که کیسه پلاستیکی داخلی در گرده Darling 58 که دانشمندان در ماه ژوئن درخواست کرده بودند، به دام افتاده است، در حالی که کیسه توری فلزی بیرونی، سنجابها را از خارهای در حال رشد دور نگه داشته است. کل مجموعه تحت نظارت دقیق وزارت کشاورزی ایالات متحده است. قبل از مقرراتزدایی، گرده یا آجیل درختانی که ژنهای ژنتیکی به آنها اضافه شده است، در حصار یا در آزمایشگاه محقق باید جدا شوند.
نیوهاوس قیچیهای هرس جمعشونده را روی شاخهها دستکاری کرد. با کشیدن با طناب، تیغه شکست و کیسه افتاد. نیوهاوس به سرعت به شاخه کیسهدار بعدی رفت و این فرآیند را تکرار کرد. پاول کیسههای افتاده را جمع کرد و آنها را در یک کیسه زباله پلاستیکی بزرگ قرار داد، درست مانند نحوه برخورد با مواد خطرناک زیستی.
نیوهاوس و هانا پیلکی پس از بازگشت به آزمایشگاه، کیسه را خالی کردند و به سرعت دانههای قهوهای را از خارهای سبز بیرون کشیدند. آنها مراقب بودند که خارها به پوست نفوذ نکنند، که این یک خطر شغلی در تحقیقات شاه بلوط است. در گذشته، آنها همه دانههای اصلاحشده ژنتیکی ارزشمند را دوست داشتند. این بار، بالاخره تعداد زیادی داشتند: بیش از ۱۰۰۰ عدد. پیرکی گفت: «همه ما در حال رقصهای کوچک و شاد هستیم.»
بعدازظهر همان روز، پاول شاه بلوطها را به دفتر نیل پترسون در لابی برد. روز مردم بومی (روز کلمب) بود و پترسون، معاون مدیر مرکز مردم بومی و محیط زیست ESF، تازه از یک چهارم محوطه دانشگاه برگشته بود، جایی که او یک نمایش غذای بومی را رهبری میکرد. دو فرزند و خواهرزادهاش در دفتر با کامپیوتر بازی میکردند. همه آجیلها را پوست کنده و میخوردند. پاول با تاسف گفت: «آنها هنوز کمی سبز هستند.»
هدیه پاول چند منظوره است. او در حال توزیع بذر است، به این امید که از شبکه پترسون برای کاشت شاه بلوط در مناطق جدید استفاده کند، جایی که آنها بتوانند ظرف چند سال گرده اصلاح شده ژنتیکی دریافت کنند. او همچنین در دیپلماسی ماهرانه شاه بلوط مشارکت داشت.
وقتی پترسون در سال ۲۰۱۴ توسط ESF استخدام شد، متوجه شد که پاول در حال آزمایش درختان مهندسی ژنتیک شده است که تنها چند مایل با قلمرو مسکونی قوم اونونداگا فاصله دارند. این قلمرو در جنگلی در چند مایلی جنوب سیراکیوز واقع شده است. پترسون متوجه شد که اگر این پروژه موفقیتآمیز باشد، ژنهای مقاومت در برابر بیماری در نهایت وارد زمین شده و با شاه بلوطهای باقیمانده در آنجا تلاقی میکنند و در نتیجه جنگلی را که برای هویت اونوداگا حیاتی است، تغییر میدهند. او همچنین در مورد نگرانیهایی شنید که فعالان، از جمله برخی از جوامع بومی، را به مخالفت با ارگانیسمهای اصلاحشده ژنتیکی در جاهای دیگر سوق میدهد. به عنوان مثال، در سال ۲۰۱۵، قبیله یوروک به دلیل نگرانی در مورد احتمال آلودگی محصولات کشاورزی و شیلات ماهی قزلآلا، رزرو محصولات تراریخته را در شمال کالیفرنیا ممنوع کرد.
پترسون به من گفت: «میدانم که این اتفاق اینجا برای ما افتاده است؛ حداقل باید با هم صحبت کنیم.» در جلسه آژانس حفاظت از محیط زیست در سال ۲۰۱۵ که توسط ESF برگزار شد، پاول سخنرانی تمرینشدهای برای اعضای بومیان نیویورک ایراد کرد. پترسون پس از سخنرانی به یاد آورد که چندین رهبر گفتند: «ما باید درخت بکاریم!» شور و شوق آنها پترسون را شگفتزده کرد. او گفت: «انتظارش را نداشتم.»
با این حال، مکالمات بعدی نشان داد که تعداد کمی از آنها واقعاً نقش درخت شاه بلوط را در فرهنگ سنتی خود به یاد دارند. تحقیقات بعدی پترسون به او گفت که در زمانی که ناآرامیهای اجتماعی و تخریب زیستمحیطی همزمان در حال وقوع بود، دولت ایالات متحده در حال اجرای یک طرح گسترده برای تخلیه اجباری و جذب نیروها بود و این بیماری همهگیر از راه رسیده بود. مانند بسیاری از چیزهای دیگر، فرهنگ محلی شاه بلوط در این منطقه از بین رفته است. پترسون همچنین دریافت که دیدگاهها در مورد مهندسی ژنتیک بسیار متفاوت است. آلفی ژاک، سازنده چوب لاکراس اونودا، مشتاق ساخت چوب از چوب شاه بلوط است و از این پروژه حمایت میکند. برخی دیگر فکر میکنند که خطر بسیار زیاد است و بنابراین با درختان مخالف هستند.
پترسون این دو موضع را درک میکند. او اخیراً به من گفت: «مثل تلفن همراه و فرزندم است.» او اشاره کرد که فرزندش به دلیل همهگیری ویروس کرونا از مدرسه به خانه برمیگردد. «یک روز تمام تلاشم را کردم؛ برای اینکه آنها را در ارتباط نگه دارم، آنها در حال یادگیری هستند. روز بعد، مثلاً، بیایید از شر آن چیزها خلاص شویم.» اما سالها گفتگو با پاول، شک و تردید او را تضعیف کرد. چندی پیش، او فهمید که به طور متوسط فرزندان ۵۸ درخت دارلینگ، ژنهای معرفی شده را نخواهند داشت، به این معنی که شاه بلوطهای وحشی اصلی به رشد خود در جنگل ادامه خواهند داد. پترسون گفت که این یک مشکل بزرگ را از بین برد.
در طول دیدارمان در ماه اکتبر، او به من گفت دلیل اینکه نمیتواند به طور کامل از پروژه GM حمایت کند این است که نمیداند آیا پاول به افرادی که با درخت تعامل دارند اهمیت میدهد یا به خود درخت. پترسون در حالی که به سینهاش میزد گفت: «نمیدانم چه چیزی برای او آنجاست.» او گفت تنها در صورتی که رابطه بین انسان و شاه بلوط قابل بازیابی باشد، آیا بازیابی این درخت ضروری است؟
برای این منظور، او گفت که قصد دارد از آجیلهایی که پاول به او داده برای تهیه پودینگ شاه بلوط و روغن آن استفاده کند. او این غذاها را به قلمرو اونونداگا خواهد آورد و مردم را به کشف دوباره طعمهای باستانی آنها دعوت خواهد کرد. او گفت: «امیدوارم اینطور باشد، مثل این است که به یک دوست قدیمی سلام کنید. فقط کافی است از همان جایی که دفعه قبل توقف کردید، سوار اتوبوس شوید.»
پاول در ماه ژانویه هدیهای ۳.۲ میلیون دلاری از بنیاد خیریه جهانی تمپلتون دریافت کرد که به پاول اجازه میدهد تا با سازمانهای نظارتی همکاری کند و تمرکز تحقیقاتی خود را از ژنتیک به واقعیت واقعی کل مرمت چشمانداز گسترش دهد. اگر دولت به او اجازه دهد، پاول و دانشمندان بنیاد شاه بلوط آمریکایی شروع به شکوفه دادن آن خواهند کرد. گرده و ژنهای اضافی آن با باد یا برس به ظروف منتظر درختان دیگر منتقل میشوند و سرنوشت شاه بلوطهای اصلاحشده ژنتیکی مستقل از محیط آزمایشگاهی کنترلشده آشکار خواهد شد. با فرض اینکه ژن را بتوان هم در مزرعه و هم در آزمایشگاه حفظ کرد، این موضوع نامشخص است و در جنگل پخش خواهد شد - این یک نکته اکولوژیکی است که دانشمندان آرزوی آن را دارند اما رادیکالها از آن میترسند.
بعد از اینکه یک درخت شاه بلوط کاشته شد، آیا میتوان یکی خرید؟ نیوهاوس گفت بله، نقشه همین بود. هر هفته از محققان پرسیده میشود که چه زمانی درختان موجود هستند.
در دنیایی که پاول، نیوهاوس و همکارانش زندگی میکنند، به راحتی میتوان احساس کرد که کل کشور منتظر درخت آنهاست. با این حال، رانندگی در مسافت کوتاهی از مزرعه تحقیقاتی به سمت شمال و از طریق مرکز شهر سیراکیوز، یادآور این است که از زمان ناپدید شدن شاه بلوط آمریکایی، چه تغییرات عمیقی در محیط زیست و جامعه رخ داده است. خیابان چستنات هایتس در شهری کوچک در شمال سیراکیوز واقع شده است. این خیابان یک خیابان مسکونی معمولی با مسیرهای ورودی عریض، چمنهای مرتب و گاهی اوقات درختان تزئینی کوچک است که در حیاط جلویی قرار گرفتهاند. . شرکت چوب نیازی به احیای شاه بلوط ندارد. اقتصاد کشاورزی خودکفا مبتنی بر شاه بلوط کاملاً از بین رفته است. تقریباً هیچ کس آجیل نرم و شیرین را از خارهای بیش از حد سفت استخراج نمیکند. اکثر مردم حتی ممکن است ندانند که چیزی در جنگل گم نشده است.
کنار دریاچه اونونداگا زیر سایه درخت زبان گنجشک سفید بزرگ توقف کردم و شام پیکنیک خوردم. درخت مورد هجوم سوسکهای سبز روشن و خاکستری قرار گرفته بود. میتوانم سوراخهایی را که حشرات روی پوست درخت ایجاد کردهاند ببینم. برگهایش شروع به ریختن میکند و ممکن است چند سال بعد بمیرد و فرو بریزد. فقط برای اینکه از خانهام در مریلند به اینجا بیایم، از کنار هزاران درخت زبان گنجشک خشک شده رد شدم که شاخههای لخت چنگکیشان در کنار جاده قد برافراشته بود.
در آپالاچیا، این شرکت درختان را از منطقه وسیعتری از بیتلاهوا قطع کرده است تا زغال سنگ زیر آن را به دست آورد. قلب منطقه زغال سنگ با قلب منطقه سابق شاه بلوط مطابقت دارد. بنیاد شاه بلوط آمریکا با سازمانهایی که در معادن زغال سنگ متروکه درخت کاشتند، همکاری کرد و اکنون درختان شاه بلوط در هزاران هکتار از زمینهای آسیب دیده از این فاجعه رشد میکنند. این درختان تنها بخشی از هیبریدهای مقاوم در برابر سوختگی باکتریایی هستند، اما ممکن است مترادف با نسل جدیدی از درختان شوند که روزی میتوانند با غولهای جنگلی باستانی رقابت کنند.
ماه مه گذشته، غلظت دی اکسید کربن در جو برای اولین بار به ۴۱۴.۸ قسمت در میلیون رسید. مانند سایر درختان، وزن غیر آبی شاه بلوط آمریکایی حدود نیمی از کربن آن است. تعداد کمی از چیزهایی که میتوانید در یک قطعه زمین پرورش دهید میتوانند کربن را از هوا سریعتر از یک درخت شاه بلوط در حال رشد جذب کنند. با توجه به این موضوع، مقالهای که سال گذشته در وال استریت ژورنال منتشر شد، پیشنهاد کرد: «بیایید یک مزرعه شاه بلوط دیگر داشته باشیم.»
زمان ارسال: ۱۶ ژانویه ۲۰۲۱