گرانول‌های بانلانگن القای دکستران سولفات سدیم را کاهش می‌دهند

جاوا اسکریپت در حال حاضر در مرورگر شما غیرفعال است. برخی از ویژگی‌های این وب‌سایت در صورت غیرفعال بودن جاوا اسکریپت کار نخواهند کرد.
با اطلاعات دقیق و داروی مورد علاقه خود ثبت نام کنید و ما اطلاعات ارائه شده توسط شما را با مقالات موجود در پایگاه داده گسترده خود مطابقت داده و بلافاصله یک نسخه PDF برای شما ایمیل خواهیم کرد.
گرانول‌های Ban-Lan-Gen با تعدیل میکروبیوتای روده و بازیابی تولید SCFA مشتق شده از GLP-1 روده، کولیت عودکننده مزمن ناشی از دکستران سدیم سولفات را در موش‌ها کاهش می‌دهند.
جیائو پنگ، ۱-۳،*لی شی،۴،*ژنگ لین،۳،۵ دوآن لیفانگ،۱ گائو ژنگشیان،۲،۵ دیهو،۱ لی جی،۶ لی شیائوفنگ،۶ شن شیانگچون،۵ شیائو هایتائو۲۱ دانشگاه پکن، بیمارستان شنژن، بخش داروسازی، شنژن، جمهوری خلق چین؛ ۲ دانشکده داروسازی مرکز علوم بهداشتی دانشگاه شنژن، شنژن، جمهوری خلق چین؛ ۳ دانشگاه علوم پزشکی گوئیژو، مرکز تحقیقات فناوری مهندسی طب قومی و توسعه و کاربرد طب سنتی چینی، وزارت آموزش و پرورش، آزمایشگاه کلیدی داروسازی استان گوئیژو، دانشگاه پزشکی گوئیژو، گوئیانگ، جمهوری خلق چین؛ ۴ گروه گوارش، بیمارستان شنژن دانشگاه پکن، شنژن، جمهوری خلق چین؛ ۵ دانشکده داروسازی، دانشگاه پزشکی گوئیژو، آزمایشگاه کلیدی دولتی عملکرد و کاربرد گیاهان دارویی، گوئیانگ؛ 6 بخش پزشکی آزمایشگاهی، بیمارستان شنژن دانشگاه پکن، شنژن، چین [email protected] شن شیانگچون، دانشکده داروسازی، دانشگاه پزشکی گوئیژو، گوئیژو، جمهوری خلق چین، 550004، ایمیل [email protected] هدف: درمان مبتنی بر GLP-1 یک گزینه درمانی جدید برای بیماری التهابی روده است. گرانول‌های Ban-Lan-Gen (BLG) یک فرمولاسیون ضد ویروسی شناخته شده TCM هستند که فعالیت ضد التهابی بالقوه‌ای را در درمان بیماری‌های التهابی مختلف نشان می‌دهند. با این حال، اثر ضد التهابی آن بر کولیت و مکانیسم عمل آن هنوز مشخص نیست. روش‌ها: برای ایجاد کولیت عودکننده مزمن ناشی از سولفات سدیم دکستران (DSS) در موش‌ها. شاخص‌های فعالیت بیماری، نشانگرهای بافت‌شناسی آسیب و سطح سیتوکین‌های پیش التهابی برای ارزیابی اثر محافظتی BLG انجام شد. اثرات BLG بر میکروبیوتای روده و روده با سطح GLP-1 سرم و بیان Gcg، GPR41 و GRP43 کولون مشخص شد. ترکیب میکروبیوتای روده، سطح SCFAهای مدفوع و آزادسازی GLP-1 از سلول‌های اپیتلیال کولون اولیه موش، تولید GLP-1 مشتق از SCFA را نشان داد. نتایج: درمان با BLG به طور قابل توجهی کاهش وزن بدن، DAI، کوتاه شدن روده بزرگ، آسیب بافت روده بزرگ و سطح سیتوکین‌های پیش التهابی TNF-α، IL-1β و IL-6 را در بافت روده بزرگ کاهش داد. علاوه بر این، درمان با BLG می‌تواند به طور قابل توجهی بیان Gcg، GPR41 و GRP43 روده بزرگ و سطح GLP-1 سرم را در موش‌های کولیت بازیابی کند و با افزایش باکتری‌های تولیدکننده SCFA مانند Akkermansia و Prevotellaceae_UCG-001 و کاهش فراوانی باکتری‌هایی مانند Eubacterium_xylanophilum_group، Ruminococcaceae_UCG-014، Intestinimonas و Oscillibacter، این کار را انجام دهد. علاوه بر این، درمان با BLG می‌تواند سطح SCFAها را در مدفوع موش‌های کولیت به طور قابل توجهی افزایش دهد. همزمان، آزمایش‌های آزمایشگاهی (in vitro) نیز نشان داد که عصاره مدفوع موش‌های تحت درمان با BLG می‌تواند سلول‌های اپیتلیال روده کوچک موشی اولیه را که GLP-1 ترشح می‌کنند، به میزان زیادی تحریک کند. نتیجه‌گیری: این یافته‌ها نشان می‌دهد که BLG اثر ضد کولیت دارد. BLG پتانسیل توسعه به عنوان یک درمان را دارد، حداقل تا حدی با تعدیل میکروبیوتای روده و بازیابی تولید GLP-1 مشتق از SCFA روده. داروهای امیدوارکننده‌ای برای کولیت مزمن عودکننده. کلمات کلیدی: کولیت، گرانول‌های Ban-Lan-Gen، میکروبیوتای روده، اسیدهای چرب کوتاه زنجیره، GLP-1
کولیت اولسراتیو (UC) یک بیماری التهابی طولانی مدت روده بزرگ و راست روده است که با اسهال مکرر، درد شکم، کاهش وزن و مدفوع خونی چرکی مخاطی مشخص می‌شود.1 اخیراً، شیوع کولیت اولسراتیو در کشورهایی که قبلاً شیوع پایینی داشتند، از جمله چین، با افزایش محبوبیت سبک زندگی غربی، رو به افزایش بوده است.2 این افزایش مشکلات عمده‌ای را برای سلامت عمومی ایجاد می‌کند و پیامدهای جدی برای توانایی کار و کیفیت زندگی بیماران دارد. نکته قابل توجه این است که پاتوژنز کولیت اولسراتیو تا حد زیادی نامشخص است، اما به طور کلی پذیرفته شده است که ژنتیک، عوامل محیطی، میکروبیوتای روده و سیستم ایمنی همگی در ایجاد کولیت اولسراتیو نقش دارند.3 حتی در حال حاضر، هیچ درمانی برای کولیت اولسراتیو وجود ندارد و هدف درمان از نظر بالینی کنترل علائم بالینی، القا و حفظ بهبودی، بهبود مخاط و کاهش عود است. درمان‌های کلاسیک شامل آمینوسالیسیلات‌ها، کورتیکواستروئیدها، سرکوب‌کننده‌های سیستم ایمنی و داروهای بیولوژیک هستند. با این حال، این داروها به دلیل عوارض جانبی مختلف نمی‌توانند به اثر مطلوب برسند.4 اخیراً، بسیاری از مطالعات موردی نشان داده‌اند که طب سنتی چینی طب سنتی چینی (TCM) پتانسیل بالایی در کمک به تسکین کولیت اولسراتیو با سمیت کم نشان داده است، که نشان می‌دهد توسعه درمان‌های جدید TCM یک استراتژی درمانی امیدوارکننده برای کولیت اولسراتیو است. 5-7​​​
گرانول‌های بانلانگن (BLG) یک داروی سنتی چینی است که از عصاره آبی ریشه بانلانگن تهیه می‌شود.8 علاوه بر اثر ضد ویروسی، BLG فعالیت ضد التهابی بالقوه‌ای را در درمان بیماری‌های التهابی مختلف نشان می‌دهد.9،10 علاوه بر این، گلوکوزینولات‌ها (R،S-goitrin، progoitrin، epiprorubin و glucoside) و نوکلئوزیدها (هیپوگزانتین، آدنوزین، یوریدین و گوانوزین) و آلکالوئیدهای نیلی مانند نیل و ایندیروبین از عصاره‌های آبی ریشه ایزاتیدیس جدا و شناسایی شده‌اند.11،12 مطالعات قبلی به خوبی نشان داده‌اند که ترکیبات آدنوزین، یوریدین و ایندیروبین اثرات ضد کولیت قوی را در مدل‌های مختلف حیوانی کولیت نشان می‌دهند.13-17 با این حال، هیچ مطالعه مبتنی بر شواهد برای ارزیابی اثربخشی BLG در کولیت انجام نشده است. در مطالعه حاضر، اثر محافظتی BLG بر سولفات سدیم دکستران را بررسی کردیم. کولیت عودکننده مزمن ناشی از (DSS) در موش‌های C57BL/6 بررسی شد و مشخص شد که تجویز خوراکی BLG به طور قابل توجهی التهاب مزمن روده بزرگ ناشی از DSS را در موش‌ها کاهش می‌دهد. التهاب، مکانیسم‌های تنظیمی آن با تعدیل میکروبیوتای روده و ترمیم تولید پپتید-1 شبه گلوکاگون (GLP-1) مشتق از روده مرتبط است.
گرانول‌های BLG (بدون قند، تایید شده توسط NMPA Z11020357؛ شرکت توسعه فناوری پکن تونگرنتانگ، پکن، چین؛ شماره بچ: 20110966) از داروخانه‌ها خریداری شدند. DSS (وزن مولکولی: 36000 تا 50000 دالتون) از MP Biologicals (سانتا آنا، ایالات متحده آمریکا) خریداری شد. سولفاسالازین (SASP) (با خلوص ≥ 98٪)، هماتوکسیلین و ائوزین از سیگما-آلدریچ (سنت لوئیس، میسوری، ایالات متحده آمریکا) خریداری شدند. کیت‌های سنجش TNF-α، IL-1β و IL-6 luminex Elisa موش از سیستم‌های تحقیق و توسعه (مینیاپولیس، مینه‌سوتا، ایالات متحده آمریکا) خریداری شدند. اسید استیک، اسید پروپیونیک و اسید بوتیریک از صنایع علاءالدین (شانگهای، چین) خریداری شدند. 2-اتیل بوتیریک اسید از مرک خریداری شد. KGaA (دارمشتات، آلمان).
موش‌های نر C57BL/6 با سن 6 تا 8 هفته (وزن بدن 18 تا 22 گرم) از شرکت فناوری حیوانات آزمایشگاهی پکن وتهه (پکن، چین) خریداری و در محیطی با دمای 2 ± 22 درجه سانتیگراد و چرخه روشنایی/تاریکی 12 ساعته نگهداری شدند. موش‌ها به مدت یک هفته با رژیم غذایی استاندارد جوندگان و دسترسی آزاد به آب آشامیدنی تغذیه شدند تا با محیط جدید سازگار شوند. سپس موش‌ها به طور تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند: گروه کنترل، گروه مدل DSS، گروه تحت درمان با SASP (200 میلی‌گرم بر کیلوگرم، خوراکی) و گروه تحت درمان با BLG (1 گرم بر کیلوگرم، خوراکی). همانطور که در شکل 1A نشان داده شده است، طبق مطالعه قبلی ما، کولیت مزمن عودکننده تجربی در موش‌ها با سه دوره 1.8٪ DSS به مدت 5 روز و به دنبال آن آب مقطر به مدت 7 روز، طبق مطالعه قبلی ما، القا شد.18 موش‌های گروه‌های تحت درمان با SASP و BLG به ترتیب هر روز از روز 0 با SASP و BLG درمان شدند. طبق در آزمایش‌های اولیه، دوز BLG برابر با 1 گرم بر کیلوگرم تعیین شد. در همین حال، دوز SASP طبق منابع علمی 200 میلی‌گرم بر کیلوگرم تعیین شد.4 گروه‌های کنترل و مدل DSS در طول آزمایش حجم یکسانی از آب دریافت کردند.
شکل 1. BLG کولیت مزمن عودکننده ناشی از DSS را در موش‌ها بهبود می‌بخشد. (الف) طراحی آزمایش کولیت مزمن عودکننده و درمان، (ب) تغییر وزن بدن، (ج) امتیاز شاخص فعالیت بیماری (DAI)، (د) طول روده بزرگ، (ه) تصویر نماینده روده بزرگ، (و) رنگ‌آمیزی H&E روده بزرگ (بزرگنمایی، ×100) و (ز) امتیاز بافت‌شناسی. داده‌ها به صورت میانگین ± SEM (n = 6) ارائه شده‌اند. ##p < 0.01 یا ###p < 0.001 در مقابل گروه کنترل (Con)؛ *p < 0.05 یا **p < 0.01 یا ***p < 0.001 در مقابل گروه DSS.
وزن بدن، قوام مدفوع و خونریزی رکتوم روزانه ثبت می‌شد. شاخص فعالیت بیماری (DAI) با ترکیب نمرات وزن بدن، قوام مدفوع و خونریزی رکتوم همانطور که قبلاً توضیح داده شد، تعیین شد.19 در پایان آزمایش، همه موش‌ها معدوم شدند و خون، مدفوع و روده بزرگ برای آزمایش‌های بیشتر جمع‌آوری شد.
بافت روده بزرگ با فرمالین تثبیت و در پارافین قالب‌گیری شد. برش‌های 5 میکرونی تهیه و با هماتوکسیلین-ائوزین (H&E) رنگ‌آمیزی شدند، سپس کورسازی شده و همانطور که قبلاً توضیح داده شد، امتیازدهی شدند.19
RNA کل بافت روده بزرگ با استفاده از معرف Trizol (Invitrogen، Carlsbad، CA) استخراج شد و پس از آن استخراج cDNA با استفاده از آنزیم رونویسی معکوس (TaKaRa، Kusatsu، Shiga، ژاپن) انجام شد. PCR کمی با استفاده از سیستم PCR در زمان واقعی با SYBR Green Master (Roche، Basel، Switzerland) انجام شد. رونوشت‌های ژن هدف به β-actin نرمال‌سازی شدند و داده‌ها با استفاده از روش 2-ΔΔCT تجزیه و تحلیل شدند. توالی‌های آغازگر ژن در جدول 1 نشان داده شده است.
جداسازی و کشت سلول‌های اپیتلیال روده بزرگ موش اولیه همانطور که قبلاً توضیح داده شد، انجام شد.20 به طور خلاصه، روده‌های موش‌های 6 تا 8 هفته‌ای ابتدا پس از قربانی شدن با جابجایی گردن، برداشته شدند، سپس به صورت طولی باز شدند، با محلول نمکی متعادل هنکس (HBSS، بدون کلسیم و منیزیم) تیمار شدند و به قطعات کوچک 0.5 تا 1 میلی‌متری برش داده شدند. متعاقباً، بافت‌ها با 0.4 میلی‌گرم در میلی‌لیتر کلاژناز XI (سیگما، پول، انگلستان) در محیط DMEM آزاد هضم و به مدت 5 دقیقه در دمای اتاق با سرعت 300 xg سانتریفیوژ شدند. گلوله را در محیط DMEM (همراه با 10٪ سرم جنین گاوی، 100 واحد در میلی‌لیتر پنی‌سیلین و 100 میکروگرم در میلی‌لیتر استرپتومایسین) در دمای 37 درجه سانتیگراد دوباره به حالت تعلیق درآورده و از یک توری نایلونی (اندازه منافذ حدود 250 میکرومتر) عبور دهید. بخش‌هایی از سلول‌های اپیتلیال روده بزرگ در ظروف کف شیشه‌ای قرار داده شده و با ... انکوبه شدند. اسید استیک، اسید پروپیونیک، اسید بوتیریک و عصاره مدفوع موش به مدت ۲ ساعت در دمای ۳۷ درجه سانتیگراد و ۵٪ CO2.
بافت روده بزرگ با PBS همگن شد و سطح سیتوکین‌های IL-6، TNF-α و IL-1β در بافت روده بزرگ با استفاده از کیت‌های سنجش ELISA لومینکس (سیستم‌های تحقیق و توسعه، مینیاپولیس، مینه‌سوتا، ایالات متحده آمریکا) شناسایی شد. به همین ترتیب، سطح GLP-1 در سرم و محیط کشت سلول‌های اپیتلیال روده بزرگ اولیه موش با استفاده از کیت ELISA (Bioswamp، ووهان، چین) طبق دستورالعمل سازنده تعیین شد.
DNA کل از مدفوع با استفاده از کیت استخراج DNA (Tiangen، چین) استخراج شد. کیفیت و کمیت DNA به ترتیب با نسبت‌های 260 نانومتر/280 نانومتر و 260 نانومتر/230 نانومتر اندازه‌گیری شد. متعاقباً، با استفاده از هر DNA استخراج شده به عنوان الگو، از پرایمرهای اختصاصی 338F (ACTCCTACGGGAGGCAGCAG) و 806R (GGACTACHVGGGTWTCTAAT) برای تکثیر نواحی V3-V4 ژن rRNA 16S در نواحی مختلف استفاده شد. محصولات PCR با استفاده از کیت استخراج ژل QIAquick (QIAGEN، آلمان) خالص‌سازی، با PCR در زمان واقعی تعیین کمیت شدند و با استفاده از پلتفرم توالی‌یابی IlluminaMiseq PE300 (Illumina Inc.، CA، ایالات متحده آمریکا) توالی‌یابی شدند. برای تجزیه و تحلیل بیوانفورماتیک، پردازش داده‌ها طبق پروتکل‌های گزارش شده قبلی انجام شد.21،22 به طور خلاصه، از Cutadapt (V1.9.1) برای فیلتر کردن نمونه‌های خام اکسپرس استفاده کنید. فایل‌ها. واحدهای ژنی با استفاده از UPARSE (نسخه 7.0.1001) با حد تشابه 97٪ خوشه‌بندی شدند و از UCHIME برای حذف توالی‌های کایمریک استفاده شد. تجزیه و تحلیل ترکیب جامعه و طبقه‌بندی با استفاده از طبقه‌بندی‌کننده RDP (http://rdp.cme.msu.edu/) بر اساس پایگاه داده ژن RNA ریبوزومی SILVA انجام شد.
سطوح اسیدهای چرب زنجیره کوتاه (اسید استیک، اسید پروپیونیک و اسید بوتیریک) همانطور که قبلاً توسط تائو و همکارانش توضیح داده شده بود، با کمی تغییر اندازه‌گیری شدند.23 به طور خلاصه، 100 میلی‌گرم مدفوع ابتدا در 0.4 میلی‌لیتر آب دیونیزه به حالت تعلیق درآمد، سپس 0.1 میلی‌لیتر اسید سولفوریک 50٪ و 0.5 میلی‌لیتر اسید 2-اتیل بوتیریک (استاندارد داخلی) اضافه شد، سپس همگن شده و در دمای 4 درجه سانتیگراد حرارت داده شد. سانتریفیوژ با سرعت ۱۲۰۰۰ دور در دقیقه به مدت ۱۵ دقیقه در دمای C انجام شد. محلول رویی با ۰.۵ میلی‌لیتر اتر استخراج و برای آنالیز به دستگاه کروماتوگرافی گازی تزریق شد. برای آنالیز کروماتوگرافی گازی (GC)، نمونه‌ها با استفاده از دستگاه کروماتوگرافی گازی GC-2010 Plus (Shimadzu, Inc.) مجهز به آشکارساز یونیزاسیون شعله‌ای (FID) آنالیز شدند. جداسازی با استفاده از ستون ZKAT-624، ۳۰ متر × ۰.۵۳ میلی‌متر × ۰.۳ میکرومتر (Lanzhou Zhongke Antai Analytical Technology Co., Ltd., China) انجام شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار محلول GC (Shimadzu, Inc.) به دست آمدند. نسبت تقسیم ۱۰:۱، گاز حامل نیتروژن و سرعت جریان ۶ میلی‌لیتر در دقیقه بود. حجم تزریق ۱ میکرولیتر بود. دمای انژکتور و آشکارساز ۳۰۰ درجه سانتی‌گراد بود. دمای فر به مدت ۱۳.۵ دقیقه در ۱۴۰ درجه سانتی‌گراد نگه داشته شد و سپس به ... افزایش یافت. ۲۵۰ درجه سانتیگراد با سرعت ۱۲۰ درجه سانتیگراد در دقیقه؛ دما به مدت ۵ دقیقه حفظ شد.
داده‌ها به صورت میانگین ± خطای استاندارد میانگین (SEM) ارائه شده‌اند. معناداری داده‌ها با استفاده از آنالیز واریانس یک‌طرفه و به دنبال آن آزمون چند دامنه‌ای دانکن ارزیابی شد. برای تمام محاسبات از نرم‌افزار GraphPad Prism 5.0 (GraphPad Software Inc.، سن دیگو، کالیفرنیا، ایالات متحده آمریکا) استفاده شد و p < 0.05 از نظر آماری معنادار در نظر گرفته شد.
به خوبی شناخته شده است که کولیت اولسراتیو یک بیماری کولیت عودکننده مزمن با درد شدید شکم، اسهال و خونریزی است. بنابراین، کولیت عودکننده مزمن ناشی از DSS در موش‌ها برای ارزیابی اثربخشی ضد کولیت BLG ایجاد شد (شکل 1A). در مقایسه با گروه کنترل، موش‌های گروه مدل DSS وزن بدن و DAI بالاتری داشتند و این تغییرات پس از 24 روز درمان با BLG به طور قابل توجهی معکوس شدند (شکل 1B و C). کوتاه شدن روده بزرگ یک مشخصه مهم UC است. همانطور که در شکل‌های 1D و E نشان داده شده است، طول روده بزرگ موش‌هایی که DSS دریافت کردند به طور قابل توجهی کوتاه شد، اما با درمان BLG تسکین یافت. متعاقباً، تجزیه و تحلیل هیستوپاتولوژیک برای ارزیابی التهاب روده بزرگ انجام شد. تصاویر رنگ‌آمیزی شده با H&E و نمرات پاتولوژیک نشان داد که تجویز DSS به طور قابل توجهی معماری روده بزرگ را مختل کرده و منجر به تخریب کریپت می‌شود، در حالی که درمان با BLG به طور قابل توجهی تخریب کریپت و نمرات پاتولوژیک را کاهش می‌دهد (شکل 1F و G). نکته قابل توجه، اثر محافظتی BLG در دوز دوز ۱ گرم بر کیلوگرم با دوز ۲۰۰ میلی‌گرم بر کیلوگرم SASP قابل مقایسه بود. در مجموع، این یافته‌ها نشان می‌دهد که BLG در کاهش شدت کولیت عودکننده مزمن ناشی از DSS در موش‌ها مؤثر است.
TNF-α، IL-1β و IL-6 نشانگرهای التهابی مهم التهاب کولون هستند. همانطور که در شکل 2A نشان داده شده است، DSS باعث افزایش قابل توجهی در بیان ژن TNF-α، IL-1β و IL-6 در کولون در مقایسه با گروه کنترل شد. تجویز BLG می‌تواند این تغییرات ناشی از DSS را به طور قابل توجهی معکوس کند. در مرحله بعد، ما از ELISA برای تعیین سطح سیتوکین‌های التهابی TNF-α، IL-1β و IL-6 در بافت کولون استفاده کردیم. نتایج همچنین نشان داد که سطح TNF-α، IL-1β و IL-6 در کولون در موش‌های درمان شده با DSS به طور قابل توجهی افزایش یافته است، در حالی که درمان با BLG این افزایش‌ها را کاهش داده است (شکل 2B).
شکل 2. BLG بیان ژن و تولید سیتوکین‌های پیش‌التهابی TNF-α، IL-1β و IL-6 را در روده بزرگ موش‌های تحت درمان با DSS مهار می‌کند. (الف) بیان ژن TNF-α، IL-1β و IL-6 در روده بزرگ؛ (ب) سطح پروتئین TNF-α، IL-1β و IL-6 در روده بزرگ. داده‌ها به صورت میانگین ± SEM (n = 4-6) ارائه شده‌اند. #p < 0.05 یا ##p < 0.01 یا ###p < 0.001 در مقابل گروه کنترل (Con)؛ *p < 0.05 یا **p < 0.01 در مقابل گروه DSS.
دیسبیوز روده در پاتوژنز UC بسیار مهم است.24 برای بررسی اینکه آیا BLG میکروبیوتای روده موش‌های تحت درمان با DSS را تعدیل می‌کند، توالی‌یابی 16S rRNA برای تجزیه و تحلیل جامعه باکتریایی محتویات روده انجام شد. نمودار ون نشان می‌دهد که سه گروه 385 OTU مشترک دارند. در عین حال، هر گروه OTUهای منحصر به فردی داشت (شکل 3A). علاوه بر این، شاخص Chao1 و شاخص Shannon که در شکل 3B و C نشان داده شده است، نشان داد که تنوع جامعه میکروبیوتای روده در موش‌های تحت درمان با BLG کاهش یافته است، زیرا شاخص Shannon در گروه تحت درمان با BLG به طور قابل توجهی کاهش یافته است. تجزیه و تحلیل مؤلفه‌های اصلی (PCA) و تجزیه و تحلیل مختصات اصلی (PCoA) برای تعیین الگوهای خوشه‌بندی بین سه گروه استفاده شد و نشان داد که ساختار جامعه موش‌های تحت درمان با DSS پس از درمان با BLG به وضوح از هم جدا شده است (شکل 3D و E). این داده‌ها نشان می‌دهد که درمان با BLG به طور قابل توجهی بر ساختار جامعه موش‌های مبتلا به کولیت ناشی از DSS تأثیر گذاشته است.
شکل 3. BLG تنوع میکروبیوتای روده را در موش‌های مبتلا به کولیت ناشی از DSS تغییر می‌دهد. (الف) نمودار ون OTU، (ب) شاخص Chao1، (ج) شاخص غنای شانون، (د) نمودار امتیاز تحلیل مؤلفه‌های اصلی (PCA) OTU، (ه) امتیاز تحلیل مختصات اصلی OTU (PCoA). داده‌ها به صورت میانگین ± SEM (n = 6) ارائه شده‌اند.**p < 0.01 در مقابل گروه DSS.
برای ارزیابی تغییرات خاص در میکروبیوتای مدفوع، ترکیب میکروبیوتای روده را در تمام سطوح طبقه‌بندی تجزیه و تحلیل کردیم. همانطور که در شکل 4A نشان داده شده است، شاخه اصلی در همه گروه‌ها Firmicutes و Bacteroidetes و پس از آن Verrucomicrobia بودند. فراوانی نسبی Firmicutes و نسبت Firmicutes/Bacteroidetes در جوامع میکروبی مدفوع موش‌های تحت درمان با DSS در مقایسه با موش‌های کنترل به طور قابل توجهی افزایش یافت و این تغییرات پس از درمان با BLG به طور قابل توجهی معکوس شد. به طور خاص، درمان با BLG به طور قابل توجهی فراوانی نسبی Verrucobacterium را در مدفوع موش‌های مبتلا به کولیت ناشی از DSS افزایش داد. در سطح خانوار، جوامع میکروبی مدفوع توسط Lachnospiriaceae، Muribaculaceae، Akkermansiaceae، Ruminococcaceae و Prevotellaceae اشغال شده بودند (شکل 4B). در مقایسه با گروه DSS، کاهش BLG فراوانی Akkermansiaceae را افزایش داد، اما فراوانی Lachnospiraceae و Ruminococcaceae. نکته قابل توجه این است که در سطح جنس، میکروبیوتای مدفوع توسط Lachnospira_NK4A136_group، Akkermansia و Prevotellaceae_UCG-001 اشغال شده بود (شکل 4C). این یافته همچنین نشان داد که درمان با BLG به طور موثری عدم تعادل میکروبیوتا را در پاسخ به چالش DSS معکوس می‌کند، که با کاهش در Eubacterium_xylanophilum_group، Ruminococcaceae_UCG-014، Intestinimonas و Oscillibacter و افزایش در Akkermansia و Prevotellaceae_UCG-001 مشخص می‌شود.
شکل 4. BLG فراوانی میکروبیوتای روده را در موش‌های کولیت ناشی از DSS تغییر می‌دهد. (الف) فراوانی میکروبیوتای روده در سطح شاخه؛ (ب) فراوانی میکروبیوتای روده در سطح خانواده؛ (ج) فراوانی میکروبیوتای روده در سطح جنس. داده‌ها به صورت میانگین ± SEM (n = 6) ارائه شده‌اند. #p < 0.05 یا ###p < 0.001 در مقابل گروه کنترل (Con)؛ *p < 0.05 یا **p < 0.01 یا ***p < 0.001 در مقابل گروه DSS.
با توجه به اینکه اسیدهای چرب زنجیره کوتاه (SCFAs) متابولیت‌های اصلی Akkermansia و Prevotellaceae_UCG-001 هستند، در حالی که استات، پروپیونات و بوتیرات فراوان‌ترین SCFAها در لومن روده هستند، 25-27 ما هنوز در مطالعه خود هستیم. همانطور که در شکل 5 نشان داده شده است، غلظت استات، پروپیونات و بوتیرات مدفوع در گروه تحت درمان با DSS به طور قابل توجهی کاهش یافت، در حالی که درمان با BLG توانست تا حد زیادی این کاهش را سرکوب کند.
شکل 5. BLG سطح SCFAها را در مدفوع موش‌های مبتلا به کولیت ناشی از DSS افزایش می‌دهد. (A) میزان اسید استیک در مدفوع؛ (B) میزان اسید پروپیونیک در مدفوع؛ (C) میزان اسید بوتیریک در مدفوع. داده‌ها به صورت میانگین ± میانگین مربعات خطا (n = 6) ارائه شده‌اند. #p < 0.05 یا ##p < 0.01 در مقابل گروه کنترل (Con)؛ *p < 0.05 یا **p < 0.01 در مقابل گروه DSS.
ما ضریب همبستگی پیرسون را بین SCFA افتراقی در سطح جنس و میکروبیوتای مدفوع محاسبه کردیم. همانطور که در شکل 6 نشان داده شده است، Akkermansia با تولید اسید پروپیونیک (Pearson = 0.4866) و اسید بوتیریک (Pearson = 0.6192) همبستگی مثبت داشت. در مقابل، هم Enteromonas و هم Oscillobacter با تولید استات، به ترتیب با ضرایب پیرسون 0.4709 و 0.5104، همبستگی منفی داشتند. به همین ترتیب، Ruminococcaceae_UCG-014 به ترتیب با تولید اسید پروپیونیک (Pearson = 0.4508) و اسید بوتیریک (Pearson = 0.5842) همبستگی منفی داشت.
شکل 6 تحلیل همبستگی پیرسون بین SCFA های افتراقی و میکروب‌های روده بزرگ. (الف) انتروموناس با اسید استیک؛ (ب) باسیلوس کانکوزیون با اسید استیک؛ (ج) آکرمانسیا در مقابل اسید پروپیونیک؛ (د) رومینکوکوس_UCG-014 با اسید پروپیونیک؛ (ه) آکرمانسیا با اسید بوتیریک؛ (و) ) رومینکوکوس_UCG-014 با اسید بوتیریک.
پپتید شبه گلوکاگون-1 (GLP-1) یک محصول پس از ترجمه اختصاصی نوع سلولی از پروگلوکاگون (Gcg) با خواص ضد التهابی است.28 همانطور که در شکل 7 نشان داده شده است، DSS باعث کاهش قابل توجهی در بیان mRNA Gcg شد. درمان کولون و BLG توانست کاهش Gcg ناشی از DSS را در مقایسه با گروه کنترل به طور قابل توجهی معکوس کند (شکل 7A). در همان زمان، سطح GLP-1 در سرم در گروه تحت درمان با DSS به طور قابل توجهی کاهش یافت و درمان BLG توانست تا حد زیادی از این کاهش جلوگیری کند (شکل 7B). از آنجایی که اسیدهای چرب زنجیره کوتاه می‌توانند ترشح GLP-1 را از طریق فعال‌سازی گیرنده 43 جفت‌شده با پروتئین G (GRP43) و گیرنده 41 جفت‌شده با پروتئین G (GRP41) تحریک کنند، ما همچنین GPR41 و GRP43 را در کولون موش‌های کولیت بررسی کردیم و دریافتیم که بیان mRNA کولونی GRP43 و GPR41 پس از چالش DSS به طور قابل توجهی کاهش یافته است و درمان BLG می‌تواند به طور موثر این کاهش‌ها را جبران کند (شکل 7C و D).
شکل 7 BLG سطح GLP-1 سرم و بیان mRNAی Gcg، GPR41 و GRP43 کولون را در موش‌های تحت درمان با DSS افزایش می‌دهد. (A) بیان mRNAی Gcg در بافت کولون؛ (B) سطح GLP-1 در سرم؛ (C) بیان mRNAی GPR41 در بافت کولون؛ (D) بیان mRNAی GPR43 در بافت کولون. داده‌ها به صورت میانگین ± SEM (n = 5-6) ارائه شده‌اند. #p < 0.05 یا ##p < 0.01 در مقابل گروه کنترل (Con)؛ *p < 0.05 در مقابل گروه DSS.
از آنجایی که درمان با BLG می‌تواند سطح GLP-1 سرم، بیان mRNA Gcg کولون و سطح SCFA مدفوع را در موش‌های تحت درمان با DSS افزایش دهد، ما استات، پروپیونات و بوتیرات و همچنین موش‌های کنترل (F-Con)، کولیت DSS (F-Con) -DSS) و کولیت تحت درمان با BLG (F-BLG) را بر روی آزادسازی GLP-1 از سلول‌های اپیتلیال کولون اولیه موش بررسی کردیم. همانطور که در شکل 8A نشان داده شده است، سلول‌های اپیتلیال کولون اولیه موش که به ترتیب با 2 میلی‌مولار اسید استیک، اسید پروپیونیک و اسید بوتیریک درمان شدند، به طور قابل توجهی آزادسازی GLP-1 را تحریک کردند، که با مطالعات قبلی سازگار است.29،30 به همین ترتیب، تمام F-Con، F-DSS و F-BLG (معادل 0.25 گرم مدفوع) آزادسازی GLP-1 را از سلول‌های اپیتلیال کولون اولیه موش به میزان زیادی تحریک کردند. قابل توجه است که مقدار GLP-1 آزاد شده توسط کولون اولیه موش تحت درمان با F-DSS سلول‌های اپیتلیال بسیار کمتر از سلول‌های اپیتلیال کولون موش اولیه تحت درمان با F-Con و F-BLG بود. (شکل 8B). این داده‌ها نشان می‌دهد که درمان با BLG به طور قابل توجهی تولید GLP-1 مشتق شده از SCFA روده را بازیابی کرده است.
شکل 8 SCFA مشتق شده از BLG، آزادسازی GLP-1 را از سلول‌های اپیتلیال اولیه روده بزرگ موش تحریک می‌کند. (الف) اسید استیک، اسید پروپیونیک و اسید بوتیریک آزادسازی GLP-1 را از سلول‌های اپیتلیال اولیه روده بزرگ موش تحریک کردند؛ (ب) عصاره‌های مدفوعی F-Con، F-DSS و F-BLG سلول‌های اپیتلیال اولیه روده بزرگ موش را تحریک کردند. مقدار GLP-1 آزاد شده. بخش‌هایی از سلول‌های اپیتلیال روده بزرگ در ظروف پتری با کف شیشه‌ای قرار داده شدند و به ترتیب با 2 میلی‌مولار اسید استیک، اسید پروپیونیک، اسید بوتیریک و عصاره‌های مدفوعی F-Con، F-DSS و F-BLG (معادل 0.25 گرم مدفوع) تیمار شدند. ۲ ساعت در دمای ۳۷ درجه سانتی‌گراد و ۵٪ CO2. مقدار GLP-1 آزاد شده از سلول‌های اپیتلیال اولیه روده بزرگ موش با روش ELISA اندازه‌گیری شد. داده‌ها به صورت میانگین ± SEM (n = 3) ارائه شده‌اند. #p < 0.05 یا ##p < 0.01 در مقابل نمونه شاهد یا F-Con؛ *p < 0.05 در مقابل F-DSS.
اختصارات: Ace، اسید استیک؛ Pro، اسید پروپیونیک؛ با این حال، اسید بوتیریک؛ F-Con، عصاره مدفوع از موش‌های کنترل؛ F-DSS، عصاره مدفوع از موش‌های کولیت؛ F-BLG، از روده بزرگ تحت درمان با BLG عصاره مدفوع موش‌های التهابی.
کولیت اولسراتیو که توسط سازمان بهداشت جهانی به عنوان یک بیماری مقاوم به درمان فهرست شده است، در حال تبدیل شدن به یک خطر جهانی است؛ با این حال، روش‌های مؤثر برای پیش‌بینی، پیشگیری و درمان این بیماری هنوز محدود است. بنابراین، نیاز مبرمی به بررسی و توسعه استراتژی‌های درمانی جدید ایمن و مؤثر برای کولیت اولسراتیو وجود دارد. داروهای طب سنتی چینی یک گزینه امیدوارکننده هستند زیرا بسیاری از داروهای طب سنتی چینی در طول قرن‌ها در درمان کولیت اولسراتیو در جمعیت چین مؤثر بوده‌اند و همگی مواد آلی بیولوژیکی و طبیعی هستند که عمدتاً برای انسان و حیوانات بی‌ضرر هستند.31،32 این مطالعه با هدف یافتن یک داروی طب سنتی چینی ایمن و مؤثر برای درمان کولیت اولسراتیو و بررسی مکانیسم عمل آن انجام شد. BLG یک فرمول گیاهی چینی شناخته شده است که برای درمان آنفولانزا استفاده می‌شود.8،33 کار در آزمایشگاه ما و دیگران نشان داده است که نیل، یک محصول طب سنتی چینی فرآوری شده از همان ماده اولیه BLG، اثربخشی قابل توجهی در درمان کولیت اولسراتیو در انسان و حیوانات نشان می‌دهد.4،34 با این حال، اثرات ضد کولیت BLG و مکانیسم اثرات آن مشخص نیست. در مطالعه حاضر، نتایج ما نشان می‌دهد که BLG به طور مؤثر التهاب روده بزرگ ناشی از DSS را کاهش می‌دهد، که با تعدیل میکروبیوتای روده و بازیابی تولید GLP-1 مشتق از روده مرتبط است.
به خوبی شناخته شده است که کولیت اولسراتیو با دوره‌های عود با ویژگی‌های بالینی معمول، مانند کاهش وزن، اسهال، خونریزی رکتوم و آسیب گسترده مخاط روده بزرگ مشخص می‌شود.35 بنابراین، کولیت عودکننده مزمن با تجویز سه دوره 1.8٪ DSS به مدت پنج روز و به دنبال آن هفت روز نوشیدن آب تجویز شد. همانطور که در شکل 1B نشان داده شده است، کاهش وزن نوسانی و نمرات DAI نشان دهنده القای موفقیت آمیز کولیت عودکننده مزمن بود. موش‌های گروه تحت درمان با BLG از روز 8 بهبودی رو به رشدی را نشان دادند که به طور قابل توجهی با روز 24 متفاوت بود. همین تغییرات در نمره DAI نیز مشاهده شد که نشان دهنده بهبود در بهبود بالینی کولیت است. از نظر آسیب روده بزرگ و وضعیت التهابی، طول روده بزرگ، آسیب بافت روده بزرگ و بیان ژن و تولید سیتوکین‌های پیش التهابی TNF-α، IL-1β و IL-6 در بافت روده بزرگ نیز پس از درمان با BLG به میزان زیادی بهبود یافت. در مجموع، این نتایج به وضوح نشان می‌دهد که BLG در درمان کولیت عودکننده مزمن در ... موثر است. موش‌ها
BLG چگونه اثرات دارویی خود را اعمال می‌کند؟ مطالعات متعدد قبلی نشان داده‌اند که میکروبیوتای روده نقش کلیدی در پاتوژنز کولیت اولسراتیو ایفا می‌کند و درمان‌های مبتنی بر میکروبیوم و هدفمند میکروبیوم به عنوان یک استراتژی بسیار جذاب برای درمان کولیت اولسراتیو ظهور کرده‌اند. در مطالعه حاضر، ما نشان دادیم که درمان با BLG منجر به تغییرات قابل توجهی در ترکیب میکروبیوتای روده شده است، که نشان می‌دهد اثر محافظتی BLG در برابر کولیت ناشی از DSS مربوط به تعدیل میکروبیوتای روده است. این مشاهده با این مفهوم سازگار است که برنامه‌ریزی مجدد هموستاز میکروبیوتای روده یک رویکرد مهم برای درک اثربخشی داروهای TCM است.36،37 قابل توجه است که Akkermansia یک باکتری گرم منفی و کاملاً بی‌هوازی است که در لایه مخاطی روده زندگی می‌کند، که موسین‌ها را تجزیه می‌کند، اسید پروپیونیک تولید می‌کند، تمایز سلول‌های گابلت را تحریک می‌کند و مخاط را حفظ می‌کند. عملکرد یکپارچگی سد دفاعی.26 داده‌های بالینی و حیوانی متعدد نشان می‌دهد که آکرمانسیا ارتباط زیادی با مخاط سالم دارد،38 و تجویز خوراکی گونه‌های آکرمانسیا. می‌تواند التهاب مخاطی را به طور قابل توجهی بهبود بخشد.39 داده‌های فعلی ما نشان می‌دهد که فراوانی نسبی Akkermansia پس از درمان با BLG به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد. علاوه بر این، Prevotellaceae_UCG-001 یک باکتری تولیدکننده SCFA است.27 مطالعات متعدد نشان داد که Prevotellaceae_UCG-001 در مدفوع حیوانات مبتلا به کولیت با فراوانی نسبی کم یافت شد.40،41 داده‌های فعلی ما همچنین نشان می‌دهد که درمان با BLG می‌تواند فراوانی نسبی Prevotellaceae_UCG-001 را در روده بزرگ موش‌های تحت درمان با DSS به طور قابل توجهی افزایش دهد. در مقابل، Oscillibacter یک باکتری مزوفیل و کاملاً بی‌هوازی است.42 گزارش شده است که فراوانی نسبی Oscillibacter در موش‌های UC به طور قابل توجهی افزایش یافته و با سطوح IL-6 و IL-1β و نمرات پاتولوژیک همبستگی مثبت معناداری داشته است.43،44 قابل توجه است که درمان با BLG به طور قابل توجهی فراوانی نسبی Oscillibacter را در مدفوع موش‌های تحت درمان با DSS کاهش داد. قابل توجه است که این باکتری‌های تغییر یافته با BLG بیشترین باکتری‌های تولیدکننده SCFA. مطالعات متعدد قبلی اثرات مفید بالقوه SCFAها را بر التهاب کولون و محافظت از یکپارچگی اپیتلیال روده نشان داده‌اند.45،46 داده‌های فعلی ما همچنین نشان داد که غلظت استات، پروپیونات و بوتیرات SCFA در مدفوع تحت درمان با DSS در موش‌های تحت درمان با BLG به میزان زیادی افزایش یافته است. روی هم رفته، این یافته‌ها به وضوح نشان می‌دهند که درمان با BLG می‌تواند به طور مؤثر باکتری‌های تولیدکننده SCFA ناشی از DSS را در موش‌های مبتلا به کولیت مزمن عودکننده افزایش دهد.
GLP-1 یک اینکرتین است که عمدتاً در ایلئوم و روده بزرگ تولید می‌شود و نقش مهمی در به تأخیر انداختن تخلیه معده و کاهش قند خون پس از غذا دارد.47 شواهد نشان می‌دهد که دی‌پپتیدیل پپتیداز (DPP)-4، یک آگونیست گیرنده GLP-1، و یک نانوداروی GLP-1 می‌تواند به طور مؤثر التهاب روده را در موش‌ها کاهش دهد.48-51 همانطور که در مطالعات قبلی گزارش شده است، غلظت بالای SCFA با سطح GLP-1 پلاسما در انسان و موش مرتبط بود.52 داده‌های فعلی ما نشان می‌دهد که پس از درمان با BLG، سطح GLP-1 سرم و بیان mRNA Gcg به طور قابل توجهی افزایش یافته است. به همین ترتیب، ترشح GLP-1 در کشت‌های روده بزرگ پس از تحریک با عصاره‌های مدفوعی از موش‌های کولیت تحت درمان با BLG در مقایسه با تحریک با عصاره‌های مدفوعی از موش‌های کولیت تحت درمان با DSS به طور قابل توجهی افزایش یافت. SCFAها چگونه بر آزادسازی GLP-1 تأثیر می‌گذارند؟ گوئن تولهرست و همکاران. گزارش شده است که SCFA می‌تواند ترشح GLP-1 را از طریق GRP43 و GPR41 تحریک کند.29 داده‌های فعلی ما همچنین نشان می‌دهد که درمان با BLG بیان mRNA مربوط به GRP43 و GPR41 را در روده بزرگ موش‌های تحت درمان با DSS به طور قابل توجهی افزایش می‌دهد. این داده‌ها نشان می‌دهد که درمان با BLG می‌تواند با فعال کردن GRP43 و GPR41، تولید GLP-1 تقویت شده توسط SCFA را بازیابی کند.
BLG یک داروی بدون نسخه (OTC) با ماندگاری طولانی در چین است. حداکثر دوز قابل تحمل BLG در موش‌های کونمینگ 80 گرم بر کیلوگرم است و هیچ سمیت حادی مشاهده نشده است.53 در حال حاضر، دوز توصیه شده BLG (بدون قند) در انسان 9 تا 15 گرم در روز (3 بار در روز) است. مطالعه ما نشان داد که BLG با دوز 1 گرم بر کیلوگرم، کولیت عودکننده مزمن ناشی از DSS را در موش‌ها بهبود می‌بخشد. این دوز نزدیک به دوز BLG مورد استفاده بالینی است. مطالعه ما همچنین نشان داد که مکانیسم عمل آن، حداقل تا حدی، توسط تغییرات در میکروبیوتای روده، به ویژه باکتری‌های تولیدکننده SCFA، مانند Akkermansia و Prevotellaceae_UCG-001، برای بازیابی تولید GLP-1 مشتق از روده، واسطه‌گری می‌شود. این یافته‌ها نشان می‌دهد که BLG به عنوان یک عامل درمانی بالقوه برای درمان بالینی کولیت، شایسته بررسی بیشتر است. با این حال، مکانیسم دقیقی که توسط آن میکروبیوتای روده را تعدیل می‌کند، هنوز توسط موش‌های دارای کمبود میکروبیوتا و پیوند باکتری مدفوع تأیید نشده است.
آس، اسید استیک؛ بوتیریک اسید؛ BLG، پاندان؛ DSS، سولفات سدیم دکستران؛ DAI، شاخص فعالیت بیماری؛ DPP، دی پپتیدیل پپتیداز؛ FID، آشکارساز یونیزاسیون شعله‌ای؛ F-Con، عصاره مدفوع موش‌های کنترل؛ F-DSS، عصاره مدفوع موش‌های کولیت DSS؛ F-BLG، عصاره مدفوع موش‌های کولیت تحت درمان با BLG؛ GLP-1، پپتید شبه گلوکاگون-1؛ Gcg، گلوکاگون؛ کروماتوگرافی گازی، کروماتوگرافی گازی؛ GRP43، گیرنده جفت‌شده با پروتئین G 43؛ GRP41، گیرنده جفت‌شده با پروتئین G 41؛ H&E، هماتوکسیلین-ائوزین؛ HBSS، محلول نمکی متعادل هنکس؛ OTC، OTC؛ PCA، تجزیه و تحلیل مؤلفه‌های اصلی؛ PCoA، تجزیه و تحلیل مختصات اصلی؛ Pro، اسید پروپیونیک؛ SASP، سولفاسالازین؛ SCFA، اسیدهای چرب زنجیره کوتاه؛ طب چینی، طب سنتی چینی؛ کولیت اولسراتیو، کولیت اولسراتیو.
تمام پروتکل‌های آزمایشی توسط کمیته اخلاق حیوانات مرکز پزشکی دانشگاه علوم و فناوری شنژن-هنگ کنگ دانشگاه پکن (شنژن، چین) طبق دستورالعمل‌های سازمانی و مقررات حیوانات (شماره اخلاق A2020157) تأیید شدند.
همه نویسندگان سهم قابل توجهی در ایده‌پردازی و طراحی، جمع‌آوری داده‌ها، یا تحلیل و تفسیر داده‌ها داشته‌اند؛ در تهیه پیش‌نویس مقاله یا اصلاح انتقادی محتوای فکری مهم مشارکت داشته‌اند؛ با ارسال نسخه خطی به مجله فعلی موافقت کرده‌اند؛ در نهایت نسخه را برای انتشار تأیید کرده‌اند؛ مسئول تمام جنبه‌های کار بوده‌اند.
این کار توسط بنیاد ملی علوم طبیعی چین (81560676 و 81660479)، پروژه درجه یک دانشگاه شنژن (86000000210)، صندوق کمیته نوآوری علوم و فناوری شنژن (JCYJ20210324093810026) و صندوق تحقیقات علوم و فناوری پزشکی استان گوانگدونگ (A2020157 و A2020272)، داروخانه دانشگاه پزشکی گوئیژو استان گوئیژو با بودجه آزمایشگاه کی (YWZJ2020-01) و بیمارستان شنژن دانشگاه پکن (JCYJ2018009) پشتیبانی شده است.
۱. تانگ بی، ژو جی، ژانگ بی و همکاران. پتانسیل درمانی تریپتولید به عنوان یک عامل ضد التهابی در کولیت تجربی ناشی از سولفات سدیم دکستران در موش‌ها. pre-immune.2020;11:592084.doi: 10.3389/fimmu.2020.592084
2. کاپلان جی جی. بار جهانی بیماری التهابی روده: از 2015 تا 2025. Nat Rev Gastroenterol Hepatol.2015;12:720–727.doi: 10.1038/nrgastro.2015.150
۳. پنگ جی، ژنگ تی تی، لی ژو و همکاران. آلکالوئیدهای مشتق از گیاه: اصلاح‌کننده‌های امیدوارکننده بیماری در بیماری التهابی روده. پیش‌داروشناسی. ۲۰۱۹؛ ۱۰:۳۵۱.doi:۱۰.۳۳۸۹/fphar.۲۰۱۹.۰۰۳۵۱
۴. شیائو هایتنگ، پنگ جی، ون بی و همکاران. ایندیگو نچرالیس استرس اکسیداتیو کولون و پاسخ‌های Th1/Th17 را در کولیت ناشی از DSS در موش‌ها مهار می‌کند. Oxid Med Cell Longev.2019;2019:9480945.doi: 10.1155/2019/9480945
5. چن ام، دینگ وای، تانگ زد. اثربخشی و ایمنی گیاه دارویی سوفورا فلاوسنس (Sophora flavescens) طب گیاهی چینی در درمان کولیت اولسراتیو: شواهد بالینی و مکانیسم‌های بالقوه. Prepharmacology.2020;11:603476.doi:10.3389/fphar.2020.603476
۶. کائو فانگ، لیو جی، شا بنکسینگ، پان اچ اف. محصولات طبیعی: داروهای مؤثر تجربی برای درمان بیماری التهابی روده. Curr Pharmaceuticals.2019;25:4893–4913.doi: 10.2174/1381612825666191216154224
۷. ژانگ سی، جیانگ ام، لو ای. تأملاتی در مورد درمان کمکی کولیت اولسراتیو با طب سنتی چینی. ایمن‌سازی آلرژی بالینی. ۲۰۱۳؛ ۴۴: ۲۷۴–۲۸۳.doi: 10.1007/s12016-012-8328-9
۸. لی ژونگتنگ، لی لی، چن تی تی و همکاران. اثربخشی و ایمنی گرانول‌های بانلانگن در درمان آنفولانزای فصلی: یک پروتکل مطالعه برای یک کارآزمایی تصادفی کنترل‌شده.trial.2015;16:126.doi: 10.1186/s13063-015-0645-x


زمان ارسال: مارس-02-2022